آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - كارهاى مكرّر چرا؟

كارهاى مكرّر چرا؟



كارنامه تحقيق و تأليف ديرپاىْ و دراز آهنگ محققان عالمان اسلامى كه پيشينه آن به قرن اوّل هجرى مى‌رسد؛ بسيار پر برگ است و پربار. از تربيت يافتگان مكتبى كه در اوّلين پيامش از قرائت و كتابت سخن گفت، و پيامبرش هدف رسالت را تعليم و آگاهى دادن دانست و مركّب سياه عالمان را از خون سرخ شهيدان برتر تلقّى كرد؛ جز اين نيز سزواوار نبوده است.
نگاهى گذرا به كتابنامه‌ها، فهرستها، كتابشناسيها و شرح حال نگاريها، به روشنى مى‌تواند گستره شگرف تلاش محققان را بنماياند و تلاش نستوهانه قهرمانان ميدان دانش و قلم را در تبيين و ابلاغ مكتب به نمايش بگذارد. گو اينكه سوگمندانه بسيارى از اين آثار، در يورشهاى ناجوانمردانه فرهنگ سوزان و دانش ستيزان طعمه حريق گشت، و يا با بى لياقتى و ناكارآمدى ميراث داران تباه گرديد؛ امّا آنچه مانده است نيز حجم بزرگى از ميراث گرانسنگ و ارجمند اسلامى را تشكيل مى‌دهد.
از اين رو، احياء آثار سلف صالح در ابعاد گونه گون، بيرون كشيدن درهاى گرانبهاى مختلف و ستردن غبار از چهره اين ميراث شكوهمند، يكى از ضرورتهاى فورى فرهنگى است كه در ارائه تطوّر علوم، فراهم آوردن موادّ و مصادر براى پژوهشهاى جديد، دستيابى به پيشينه موضوعات اسلامى و دهها مورد ديگر نقش بسيار عظيمى را خواهد داشت. بدين سان كوششهاى مؤسسات و مراكز و كسانى كه امكانات و لحظه‌هاى زندگى را بر سر اين كار مى‌نهند و در فرا ديد نهادن اين ميراث عظيم تلاش مى‌كنند، ستودنى است و ارجمند؛ و در اين هيچ ترديدى نيست. هم جاى بسى سپاسمندى است كه اينك و در سايه نظام ارجمند جمهورى اسلامى و در پرتو امكانات فراهم آمده و اقبال شايسته‌اى كه به معارف اسلامى شده است، كار تحقيق و عرضه اين ميراث نيز رونقى درخور يافته است.
اما اينكه و در مجالى كوتاه، نيم نگاهى داريم به تكرارها و چراهاى آن در زمينه تحقيق متون، و احياء آثار.
در زمينه ترجمه‌ها و برگردانها از زبانهاى ديگر به فارسى، گفتينهاى بسيارى از نگاههاى مختلف در نشرياتى آمده و راه حلهايى براى جلوگيرى از آن ارائه شده است. امّا آنچه ما اينك در محدوده خاص اين نشريّه بدان مى‌پردازيم؛ اشاره به پژوهشهاى تكرارى بر روى متون كهن در حوزه فرهنگ اسلامى و چراهاى آن است. آگاهان از چند و چون تحقيق متون مى‌دانند كه در يك نگاه گذرا، موارد متعددى از اين دست پژوهشهاى تكرارى را توان بر شمرد. در مثل بنگريد به: تأويل الآيات الظاهرة، الامامة و التبصرة، رجال النجاشى، معالم الأصول، حاشيه ملاّ عبداللَّه، تفسير كنزالدقائق با سه چاپ، و برخى با علم و اطّلاع از چاپهاى پيشين و بدون هيچگونه امتياز و احياناً فرودست‌تر و... .
يكى از مهمترين علل اين وضعيت، عدم آگاهى مؤسسات پژوهشى و محققان از اقدامات پژوهشى يكديگر است. وقتى محققى سالها و ماهها از عمر را در راه تحقيق اثرى سپرى كرده و ناگهان شاهد حضور آن از سوى محققى ديگر است، به راحتى نمى‌تواند از كار خود دست بشويد و در حسرت گذشته از چنگ رفته بسوزد. و يا مؤسسه‌اى كه امكاناتى فراوان در اين راه نهاده، از همه چشم پوشد و راهى ديگر پويد.
بى گمان تا به وجودآمدن يك مركز مهم و قابل اعتماد اطّلاع رسانى كه بارگران، امّا كارآمد و سرنوشت ساز آن بر عهده بخشهاى فرهنگى دولت است؛ بهترين راه براى محقّقان گزارش چگونگى تحقيقات خود و اطّلاع حاصل كردن از تحقيقات ديگران است. اين وجيزه نيز با آگاهى از اين خسارت و برطرف كردن آن پى نهاده شد. و از مهمترين *٣* اهدافش گزارش پژوهشهاى در آستانه نشر و در دست انجام است. امّا اينك شايسته است كه سخن دردآلود پژوهنده‌اى سختكوش را در اين زمينه بياوريم كه به يُمن سالها حضور جدّى در اين عرصه، كلامش حجّتى است روشن:
بايد اطّلاعات كاملى در اختيار تمام مؤسّسات تحقيق و افراد محقّق، از كارهاى در دست انجام وجود داشته باشد تا بتواند از دوباره كارهاى و اتلاف وقت‌ها جلوگيرى كند. بهتر است ما ساليانه يكى - دوبار مجمعى از محقّقين و مصحّحين داشته باشيم تا آنجا ضمن گردهم‌آيى و انتقال تجربيات؛ فعّاليّتهاى تحقيقى و تصحيح همگام شود و در راستاى تعالى فرهنگ ما قرار بگيرد. (رجوع شود به گفتگوى اين شماره آينه پژوهش با استاد على اكبر غفارى.)
علّت ديگرى كه گاهى تكرار را بايسته مى‌سازد، كاستيها و ناهنجاريهاى اثر تحقيق شده است؛ يا به لحاظ قصور محقّقان، يا فقدان امكانات، يا تقصير و يا.... گو اينكه در اين باب، تجديد تحقيق - اگر اثر از مكانت بسيار بالايى برخوردار باشد و نشر دقيق آن ضرورى تلقّى شود - پذيرفتنى است؛ امّا نبايد پسينيان در كار پيشينان - به ويژه آنگاه كه ناهنجارى تحقيقات آنان معلول فقدان امكانات تحقيقى و ديگر عوامل طبيعى بوده است - به خفّت بنگرند و كار ديگران را بى بها جلوه دهند و براى رونق بازار متاع خود، هر رطب و يابسى را عليه آنان سرهم كنند. و البته كه فضاى تحقيق را هرگز نبايد به شائبه‌هاى نفسانى آلود.
توجه به اين نكته و ارج نهادن به كارهاى پيشين، بسيار بايسته و شايسته اهل تحقيق است. هر تحقيق بهنجار و كارآمدى كه انجام مى‌شود؛ قطعاً بر پايه تحقيقات ديگرى بوده كه پيشتر عرضه شده و راه را براى آن همواره و آسان ساخته است. امّا گاه سوگمندانه ديده مى‌شود كه برخى محققان، مطلع كتاب خويش را به زشت گويى به محقّقان ديگر مى‌آلايند و تحقيقات آنان را - كه البته زمينه‌اى براى تحقيقات بعدى بوده است - ارج نمى‌نهند. درباره اين دسته محقّقان، چه مى‌توان گفت جز اينكه:
و كم علمتُه نظمَ القوافى‌
فلما قال قافيةً هجانى‌
به هر رو، ناسپاسى از تحقيقات ديگران، آن هم در حوزه فرهنگ معنوى اسلامى، ناسپاسى از خداوند است. و به فرموده پيشواى مؤمنان، على (ع) بايسته است عنايت داشت كه: «لاً نجعلنّ ذرب لسانك على من انطقك و بلاغة فولك على من سدّدك».
امّا آنچه در اين زمينه اسف‌انگيز و دهشتناك است، تكرارهاى بى ثمر و گاه مستهجن، آن هم با علم و اطّلاع از سوى اشخاص و غالباً مؤسّسات و خداى نكرده با سرقتهاى تحقيقى و ادبى است. ارائه نمونه‌ها را «اين زمان بگذار تا وقت دگر»؛ كه «العاقل يكفيه إلاشاره». امّا بايد ياد كرد و تنبّه داد كه امروزه اين گونه اقدام، از جمله فضاحتهاى فرهنگى است كه غالباً از سوى گردانندگان مراكز تحقيقى صورت مى‌گيرد.
كسانى كه براى نازشست نشان دادن، روى دست ديگران بلند شدن، موشى افكندن و صلاى «أنا شريك» دادن در فضاى تحقيق دست به چنين اعمالى مى‌زنند؛ بايد بدانند كه تكرارهاى بيهوده، تباه ساختن بيت المال و بر باد دادن امكانات است. بيفزاييم كه اينك صدها اثر گرانقدر از اين مراث ناپيدا كرانه، در قفسه‌هاى كتابخانه در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى به گرد فراموشى سپرده شده است و همّت صاحب همّتان آگاه و دريا دل، با سوز و گداز و مخلص را مى‌طلبد.
بانيان اصلى اين جريانهاى فرهنگى، و نيز مسؤولان فرهنگى نظام، بايد براى اين بلبشوى فرهنگى چاره‌اى بينديشند. همچنين دارندگان نسخه‌ها و امكانات پژوهشى نيز - در صورتِ اطّلاع و تا آنجا كه در امكانشان هست - از دادن هرگونه امكانات براى كارهاى تكرارى سرباز زنند؛ و مآلاً امكانات فكرى، مالى و پژوهشى را در جهت ضرورتها و كارهاى برجاى مانده سوق دهند.
بار ديگر تأكيد مى‌كنيم كه آينه پژوهش براى اطّلاع‌گيرى و اطّلاع رسانى، صفحاتش را در اختيار محقّقان، مترجمان و مراكز پژوهشى مى‌نهد و اميدوار است در اين راه گامى - و گرچه كوچك - فراپيش نهد. واللَّه من وراءالقصد
آينه پژوهش‌