آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جامع الأسرار و منبع الأنوار - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
جامع الأسرار و منبع الأنوار
ذکاوتى قراگزلو علي رضا
سيد حيدر آملى، تصحيح و مقدّمه هنرى كربين و عثمان يحيى. (چاپ دوّم: تهران، انجمن ايرانشناسى فرانسه و شركت انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٦٨). ٨٢٥ + ٧٦ ص، وزيرى.
سيد حيدر آملى (پيش از ٧٢٠ - بعد از ٧٨٧)، از بزرگترين عرفا و حكماى شيعه است و از نخستين كسانى است كه كوشيده اصول تشيع را با مبانى عرفان نظرى و حكمت، تطبيق و تلفيق نمايد. وى در اين طريق، پيروانى همچون ميرداماد و شيخ بهائى و فيض و لاهيجى و قاضى سعيد قمى و... يافته است. سيد حيدر از لحاظ فكرى، وابسته به مكتب ابن عربى است و در واقع از شارحان انديشههاى اوست. و به لحاظ مذهبى نيز شيعه پاك اعتقاد اثنا عشرى است؛ به طورى كه با وجود نهايت ارادت و تسليم به ابنعربى، در مسأله ختم ولايت و مهدى - عج - بر او انتقاد مىكند (ص ٤٤٧- ٤٤٨). سيد حيدر در مسأله ولايت نيز با بعضى شارحان و پيروان ابن عربى اختلاف نظر دارد و حتّى الحادِ اسماعيليّه و نصيريه را ناشى از آن مىداند كه ولايت را برتر از نبوّت مىدانند. (ص ٣٨٨). البتّه وى براى قول ابن عربى در اين معنا توجيهى مىآورد.
سيد حيدر آملى حلقه مهمى است در تكامل فلسفه؛ به طورى كه هنرى كربين، كارشناس معتبر تشيع و فلسفه شيعى، گستره آثار سيّد حيدر در دوره پيش از صفويه را معادل گستره آثار ملاصدرا در دوره صفويان مىداند. (مقدّمه، ص دوازده).
مطالب جامع الاسرار در دوازده بخش تنظيم شده كه خود اشارهاى است به مبارك و مقدّس بودن اين عدد. اين اثر شامل مباحث توحيد و نبوّت و رسالت و ولايت و وحى و الهام و كشف مىشود، و مؤلف همه جا استشهاد به قرآن و حديث و كلام اولياء (ائمه اثنا عشر) و مشايخ تصوف مىنمايد. همان گونه كه دكتر كامل مصطفى الشيبى در كتاب تشيع و تصوف نشان داده (ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو. تهران، اميركبير، ١٣٥٩. ص ١١٢ - ١٢٥)، سيّد حيدر از حلقههاى مهم ارتباط تصوف و تشيع است، و صرف نظر از اينكه خواننده اين معنا را مطابق با حقيقت اين دو مكتب فكرى بداند يانه، آنچه در واقع رُخ داده، اين است كه در قرن هشتم ميان پيروان اين دو طريق پيوندى به وجود آمده است؛ تا آنجا كه سيّد حيدر، شيعه كامل و مؤمن ممتحن و صوفى راستين را يكى مىداند و متصوفه را از چهار نفر (حسن بصرى، بايزيد بسطامى، شقيق بلخى و معروف كرخى) به مكتب ائمه اثنا عشر متّصل مىسازد. (ص ٢٢٤). البتّه اين انتساب از جهت تاريخى مخدوش است؛ زيرا حسن بصرى در روايات شيعه چهره مقبولى نيست و بايزيد با امام جعفر صادق(ع) معاصر نبوده؛ بلكه - همچنان كه گفتهاند - بايزيد با جعفر كذاب معاصر بوده و احتمالاً با او ارتباطى داشته است. ارتباط شقيق بلخى و معروف كرخى هم با ائمه جاى بحث دارد. (رك: تشيع و تصوف. ص ١١٧. حاشيه مترجم.)
تجديدچاپ اين كتاب، مزيتى كه بر چاپ قبلى (١٣٤٧) دارد، ترجمه مقدّمه فرانسوى آن به فارسى توسّط سيّد جواد طباطبائى است. كتاب، فهرستهاى فنّى دقيق دارد كه مىتواند الگوى كار محقّقانِ ما در چاپ آثار فلسفى و عرفان و كلاًّ متون قديمى باشد.
امّا در رساله نقد النقود فى معرفة الوجود، در واقع بسطِ مباحث قيصرى در مقدمه شرح فصوص است و مىتوان گفت در تقريب ديدگاه عرفانى و فلسفى در مسأله وجود و رساندن مطلب به حدّى كه بعداً در حكمت متعاليه مورد بحث قرار گرفته، قدم بلندى بوده است.
سيّد حيدر به فيلسوفان نظر خوشى ندارد؛ گو اينكه خود او را مىتوان در عدادِ حكمت انديشان آورد. فيلسوفان در بهترين حالت - كما بيش - به عرفان روى مىآورند و سيّد حيدر نيز شواهد فراوانى براى اين قضيه آورده كه خواندنى است. (جامع الاسرار ص ٤٧٤، ٤٨٥ و ٤٩٢ - ٤٩٧). وى تفسيرى عرفانى هم دارد موسوم به المحيط الاعظم... كه به روى هم نسخههاى چند كتابخانه، دوره كامل آن را شامل مىشود. خوب است كسانى كه به سير تاريخ تفسير، خصوصاً تطوّر تفسير عرفانى قرآن علاقه دارند، مطالعهاى بر روى تفسير عرفانى قرآن، اثر سيّد حيدر آملى صورت بدهند.