آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - درنگى در شرح حكمت متعاليه - غرويان محسن

درنگى در شرح حكمت متعاليه‌
غرويان محسن


فلسفه در جهان اسلام تاريخ شگفتى دارد: زمانى فلسفه و فيلسوفان مطرود بودند، و گاهى ديگر مطعونِ برخى از نحله‌ها و جريانهاى فكرى، و سرانجام مدّتى ملعونِ پاره‌اى از مقدس نمايان. با اين همه فلسفه و حكمت به عنوان يك ضرورت در نظام فكرى اسلام، ثابت و استوار باقى مانده است و جز اين نيز نمى‌تواند باشد. گو اينكه برخى پنداشته و يا سعى كرده‌اند به پندارها دهند كه فلسفه در نظام فكرى مكاتب الهى و تفكّر دينى جايى ندارد و پايه‌هاى آن بر بنيادى استوار نهاده نيست؛ امّا هوشمندان دانند كه فلسفه را نمى‌توان چونان زائده‌اى در نظام دينى پنداشت كه بتوان آن را برداشت و به دور انداخت. فلسفه چونان «جنس» در همه انواع مذاهب آسمانى حضور دارد و مى‌دانيم كه ذاتى هرگز قابل تفكيك نيست. انسان مذهبى را هرگز گريزى از تعقل و تفلسف نيست و سؤالات فلسفى چنان نيستند كه ما به سراغشان رويم؛ آنان خود به سراغ ما مى‌آيند. و راز تلاقى آغاز تاريخ انديشه با آغاز ظهور فلسفه را در اين نكته بايد جست.
مشرق زمين همواه مهد ظهور حكيمان و فيلسوفان بزرگى بوده است و اين خود از بركت معارف وحيانى كتابهاى آسمانى و سفيران ربّانى است. ديار ما ايران نيز در دامان خويش حكيمان نامْوَرى چونان فارابى، بوعلى، شيخ اشراق، خواجه طوسى و صدراى شيرازى را پرورش داده است. از اين ميان بوعلى، شيخ اشراق و صدرالمتألّهين، هر يك به عنوان پرچمدار مشربى خاص در فلسفه الهى شناخته شده‌اند: حكمت بوعلى به عنوان شرح آراء ارسطو (حكمت مشّاء) خوانده شد؛ و فلسفه *٤٠* شيخ شهاب‌الدّين سهروردى به مثابه استمرار مسلك افلاطون، حكمت اشراق نام گرفت؛ و سرانجام صدراى شيرازى - ره - با نگاشتن مهمترين اثر فلسفى؛ برهان و عرفان را در هم آميخت و حكمت متعاليه را بنياد نهاد. كتاب اسفار اربعه‌
اسفار، مهمترين و جامعترين اثر فلسفى صدرالمتألّهين و از عميقترين و گرانقدرترين متون فلسفى است كه به عنوان متن درسى فلسفى در حوزه‌هاى علوم اسلامى تدريس مى‌شود.
كتاب مزبور مشتمل بر چهار سَفَر است:
- سفر اول در امور عامّه؛
- سفر دوم در طبيعيّات؛
- سفر سوم در علم الهى؛
- سفر چهارم در علم النفس.
مهمترين سفر از اسفار چهارگانه به لحاظ موضوع سفر سوّم است؛ كه در معرفت حق و مبدأ اعلى است. سفر سوم مشتمل بر ده موقف است و پاره‌اى از اين مواقف؛ فصول چندگانه‌اى را شامل مى‌شود. موقف اوّل درباره ذات واجب، و موقف دوّم درباره مطلق صفات بارى است. موقف سوم به بحث درباره صفت علم واجب پرداخته و موقف چهارم از قدرت الهى بحث كرده است. موقف پنجم درباره حيات بحث مى‌كند و موقف ششم در حقيقت سميع و بصير بودن حق گفتگو دارد. مواقف شش گانه ياد شده، جلد ششم از چاپ نُه جلدى اسفار را در بر مى‌گيرد. مجلّد هفتم، شامل چهار موقف ديگر است كه عبارت است از: موقف هفتم در باب اينكه خداوند متكلّم است و مراد از كلام و كتاب چيست. موقف هشتم در عنايت و رحمت واسعه حق بحث مى‌كند. موقف نهم در فيض و ابداع و فعل واجب مطالبى آورده است. با موقف دهم كه درباره دوام فيض وجود حق تعالى بحث كرده است؛ سفر سوم پايان مى‌پذيرد. شرح‌هاى اسفار اربعه‌
اسفار - چنان كه پيشتر آورديم - از مهمترين متون فلسفى است و از اين روى هر جا كه حوزه‌هاى درس فلسفى برپا بوده، كتاب مزبور در سطوح عالى آن از متون جدّى درسى بوده است. فيلسوفان پس از ملاّ صدرا در آن به ديده عنايت نگريسته‌اند و متن آن را در تدريس و تأليف، شرح كرده‌اند. در پرتو اين تلاشها و تدريسها، تعليقه‌ها و حاشيه‌ها و شرحهاى مفصّل و ارجمندى درباره اين كتاب گرانسنگ فلسفى پديد آمده است كه برخى از آنها را كتابشناس بزرگ، شيخ آقا بزرگ تهرانى ياد كرده است. (الذريعة، ج ٦، ص ١٩ و ٢٠). شرح حكمت متعاليه‌
اين شرح، تدوين و تهذيب درسهاى استاد گرانقدر حوزه علميّه قم، حضرت آيةاللَّه جوادى آملى است كه اينك از مدرّسان سختكوش متون فلسفى و عرفانى است. ايشان ساليان درازى در محضر اساتيد بزرگى همچون آيات عظام مرحوم فاضل تونى، ميرزا ابوالحسن شعرانى، حكيم الهى قمشه‌اى، شيخ محمّدتقى آملى، امام خمينى، علاّمه طباطبائى تلمّذ كرده‌اند واكنون صدها تن از طلاب و فضلاى حوزه از محضر تفسيرى و فلسفى ايشان استفاده مى‌كنند. آنچه اينك به زيور طبع آراسته شده، دو مجلد از مجموعه مجلّدات كتاب است كه از مباحث سفر سوم به جهت اهميّت آن، آغاز مى‌شود. اين مجموعه اوّلين شرح جامعى است كه تمام فصول و مطالب كتاب را شامل خواهد بود و تمام معضلات مباحث آن را از آغاز تا انجام خواهد گشود و مطالب و مقاصد مؤلّف را تبيين خواهد كرد.
جلدهاى منتشر شده، تنها شرح دو موقف از مواقف دهگانه *٤١* است و اميد مى‌رود كه جلدهاى بعدى نيز به زودى انتشار يابد. دو موقف ياد شده در طى شصت جلسه تدريس شده و بر روى نوار ضبط شده است. محتواى نوارها پس از پياده شدن توسّط گروه فلسفه بنياد فرهنگى باقر العلوم (ع) مورد مطالعه و تحقيق و بررسى قرار گرفته و در طى نشستهاى متعدّدى در محضر استاد و شارح محترم، حكّ و اصلاحات لازم در آن صورت گرفته است. تهيّه و تحقيق اسناد، تنظيم فهارس، ويرايش متن و... نيز از جمله كارهاى گروه ياد شده است. درنگى در شرح حكمت متعاليه‌
در اينجا بجاست نكاتى را در تبيين مطاوى اين اثر يادآور شويم:
١- تنظيم زيستامه شخصيّتهاى بزرگ و فيلسوفان يك كار تاريخى است؛ امّا مطالعه و بررسى سير فكرى و تحوّلات روحى يك فيلسوف از مقولتى ديگر است. شارح محترم و استاد ارجمند به عنوان پيشگفتار كتاب، مطالبى عميق و مباحثى دقيق در طى هفت فصل آورده‌اند و مقصود غائى از آن، اين است كه حيات معقول - و نه مادى و محسوس - صدرالمتألّهين را تفسير نمايند. درفصل اوّل و دوّم از اين پيشگفتار تحت عنوان «حكمت متعاليه و حكيم متأله»، فصلِ مميّز حكمت متعاليه را از ساير مشارب حكمى باز مى‌نمايند. در فصل سوّم تحت عنوان «ظهور عدالت كبرى در حكمت متعاليه»، مفهوم عدالت در حيطه عقل عملى و نظرى روشن شده است. در فصل چهارم مراحل پنجگانه حيات عقلانى ملاصدرا، در كنار ادوار سه گانه حيات جسمانى او به تفصيل بررسى شده است. فصل پنجم درباره تطوّرات فكرى صدرا است و در آن به نمونه‌هايى از ابتكارات و تحوّلات بنيادى در تفكر صدرائى اشارت شده است. فصل ششم، سفر چهارم صدرالمتألّهين (علم النفس) را به تصوير مى‌كشد و نكاتى بكر درباره زمان تأليف اسفار ارائه مى‌كندو سرانجام در فصل هفتم تحت عنوان «تفاوت مبناى فلسفى و مبناى تفسيرى صدرالمتألهين»، به بيان قاعده «بسيط الحقيقة كل الاشياء و ليس بشى‌ءٍ منها»، از اين دو ديدگاه اشارت رفته است.
٢- شارح و استاد محترم در پايان هر يك از فصول، با عنوان «اشارات»، نكاتى دقيق و تعليقاتى عميق و از سر تحقيق آورده‌اند كه براى اهل فن قابل عنايت و تأمل است. اين اشارات برخى جنبه توضيحى دارد و پاره‌اى ناظر به تعليقاتى است كه ديگران بر اسفار نگاشته‌اند و برخى متوجّه دقايق فلسفى است كه برخى صاحب نظران در آثار فلسفى خود آورده‌اند. با اين همه كتاب ياد شده - چنان كه از نامش پيداست - شرح حكمت صدرائى و اثرى است در راستاى سنّت فلسفى - عرفانى پس از او. و هم از اين روى هدف كتاب بيشتر توضيح مباحث و تبيين مقاصد ملاصدرا - ره - در اسفار است؛ نه ارائه يك فلسفه جديد و يا بررسى تطبيقى فلسفه صدرائى در كنار فلسفه‌هاى جديد اروپايى. چنين انتظارى از اين اثر بجا نيست؛ و صد البتّه كه شارح و استاد محترم نيز هرگز بر سر اين مدعا نيست. ولى اين به معناى فقدان ديد انتقادى و رأى ابتكارى در كتاب نيست و اين را به خوبى در اشارات پايان هر فصل مى‌توان ديد. البته اين نقد و رأيها و هدم و تأسيسها غالباً از منظر فلسفه صدرائى و در آن حوزه است.
٣- با همه تلاشها و دقتهايى كه در تدوين و تنظيم و آراستن كتاب به عمل آمده است، هنوز هم برخى غلطهاى چاپى و اشكالات فنى در كتاب به چشم مى‌خورد: ناهمگونى عبارات در فهرست موضوعات، نبودن عنوان در پاره‌اى صفحات مكرر و... اميد كه اين نواقص و كمبودها در چاپهاى آينده و در مجلّدات ديگر جبران گردد.
٤- از آنجا كه اسفار - به اصطلاح اهل فن - كتابى است «سهل ممتنع»؛ شرح آن نيز كما بيش از اين ويژگى برخوردار است بنابراين كسانى كه مى‌خواهند از اين كتاب استفاده نمايند بايد اوّلاً زمينه‌هاى علمى و مقدّمات لازم در مباحث منطقى و فلسفى را دارا باشند؛ ثانياً با مصطلحات اهل عرفان در كتابهاى عرفان نظرى، همچون تمهيد القواعد و فصوص الحكم و مصباح الانس و... آشنا باشند؛ ثالثاً در تلقّى مطالب كتاب، بخصوص در فهم پاره‌اى اشاراتِ آخر فصول، از اساتيد و متخصصان اين مقولات كمك بگيرند.
در خاتمه، مطالعه اين كتاب را به همه اساتيد و دانشجويان فلسفه و ديگر علاقمندان به حكمت متعاليه و فلسفه صدرايى توصيه مى‌كنيم و از درگاه حىّ داور، توفيقات روز افزون استاد گرانقدر و شارح محترم - دام عزّه - و مزيد موفقيّتهاى مؤسسه محترم «الزّهراء» را آرزومنديم.