نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - ٥ رواج تفسيرهاى جامعه شناختى از دين در دهه هاى اخير
شركآميز، جاى خود را به افكار يگانهپرستانه داد. در نهايت وقتى بهطور كلى نظامبردهدارى از ميان رفت، اعتقادات شركآلود به اعتقادات توحيدى تبديل گشت، و يا كسانى كه در صدد مبارزه با نظام بردهدارى و براندازى آن بودند، فكر توحيدى و يگانهپرستى را مطرح ساختند و با طرح خداى واحد توانستند در مبارزات خود پيروز گشته و با نابودسازى اربابان، نوكرها را آزاد سازند.
در نهايت جامعهشناسان معتقد شدند كه اعتقاد به خدا، كمال مطلق، زيبايى مطلق، قدرت مطلق، علم نامتناهى و...، همگى ناشى از «اليناسيون» و از خود بيگانگى انسانها است. انسانها «قدرت» را دوست دارند، ولى در ميان انسانها كسى كه داراى قدرتِ متمركز و فراوان باشد، وجود ندارد. انسانها «عدالت» را دوست دارند، ولى در ميان آنان انواع ظلم و ستم رواج دارد. همينطور «زيبايى مطلق» و «علم مطلق» را دوست دارند، ولى در عين حال، خود فاقد چنين كمالات والايى هستند. از اين رو، اين امور را به موجودى به نام «خدا» كه در وراى عالَم مادى است، نسبت دادند. بنابراين اعتقاد به خدا مولود از خودبيگانگى انسان است!
دوركيم اين مطلب را به صورت مشخصترى مطرح ساخت. او گفت آنچه تا به حال به خدا نسبت مىدادهايم، ناشى از يك تصور نادرست و به دليل خودبيگانگى بوده است و كمالهاى مطلق، مانند: زيبايى، قدرت، علم و... به «جامعه» تعلق دارد. از زمان دوركيم بود كه «جامعه» قداست خداگونه پيدا نمود. علىرغم اينكه دينستيزان هميشه با «قداست» مخالفند و دينستيزى با تقدسزدايى توأم است، ولى قداستى كه قبلا براى «خدا» وجود داشت، آن را به «جامعه» منتقل ساختند و «جامعه» به عنوان يك «وجود مقدس» مورد تكريم و احترام واقع شد. از نظر دوركيم و پيروان او، جامعه خدا شد و همه كمالات و فضايل اخلاقى به جامعه نسبت داده شد.
بعد از دوركيم، ديگر جامعهشناسان نيز افكار او را دنبال كردند و رشد دادند. به تدريج اين طرز تفكر، از فرهنگ اروپايى به فرهنگهاى ديگر سرايت نمود. با مطالعه تحولاتِ فرهنگىِ كشورهاى مشرق زمين و از جمله ايران، اين امر به خوبى ثابت مىشود. در اثر اين تحولات، انديشه «خداانگارى جامعه» به تدريج در فرهنگ و جامعه ايرانى نفوذ نمود؛ به يك باره واژه «جامعه» و اصطلاحات مشابه آن، در همه جاى تهران به چشم خورد. اين امر، تنها يك قضيه تصادفى نبود، بلكه به دنبال اثرپذيرى فرهنگ ايران زمين از فرهنگ غربى ظهور كرد.