نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - ٦ تعارض حق حيات يك فرد با حقوق ديگر
ولى در زمانهاى گذشته و اقوام پيشين وضعيت به گونهاى ديگر بود. انسانهاى مفسد در روى زمين به وفور وجود داشتند و كسى نبود كه به قانون جهاد عمل نمايد و آنها را از سر راهِ دعوت الهى بردارد؛ مردمى تنآسا، خودپرست، راحتطلب، فرومايه و بىغيرت!! خدا خودش عذاب را نازل مىكرد و مفسدين را از بين مىبرد. عذابهايى كه بر قوم عاد، ثمود و نوح نازل گشت، از اين قبيل بود. مؤمنى نبود كه با اين افراد بجنگد. تنها چند نفر انگشتشمار به پيامبر خدا ايمان آوردند، كه اين عده كم در مقابل درياى انسانهاى فاسد و منكر كارى را از پيش نمىبردند. در اين هنگام خداوند عذاب را نازل مىكرد و به يكباره تمام قوم گنهكار را نابود مىساخت. سرّ نزول عذاب و نابودى همه انسانها در اقوام گذشته اين بود كه بقاى آنان، هم براى خودشان و هم براى ديگران ضرر داشت. حضرت نوح(عليه السلام) يك تن از پيامبران اولوالعزم بود، كه ٩٥٠ سال در ميان قوم خود زندگى كرد، در برابر آزار آنها بردبارى نمود و مسخرهگى آنان را تحمل كرد و اميدوار بود كه نور ايمان به مرور زمان، در دل اين قوم بتابد، ولى متأسفانه گذشت زمان بر سركشى ايشان افزود و بيشتر از حق و حقيقت فرارى شدند. بعد از اين عمر طولانى، جز چند نفر از خانواده خودش و تعدادى از مردم، به آن حضرت ايمان نياوردند: وَ مَا ءَامَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ[١]؛ و با او جز عده اندكى ايمان نياورده بودند! حضرت نوح به خدا عرض كرد:
خدايا! يك عمر ايشان را دعوت نمودم، شب و روز آنها را به خير و سعادت فرا خواندم، با آنان با زبان نيكو و از روى نصيحت و خيرخواهى سخن گفتم، امّا سودى نبخشيد: قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلا وَ نَهَارًا، فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَاءِى اِلاَّ فِرَارًا[٢]؛ (نوح) گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز دعوت كردم، و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود.
خدايا! اگر اينان بمانند، نه خودشان هدايت مىشوند و نه زمينه، براى هدايت ديگران مىگذارند. حتى فرزندان ايشان نيز، افراد صالح و پرهيزكار نخواهند بود. گويى ژنهاى ايشان خراب گشته و بر اساس «قانون وراثت»، فرزندان ايشان نيز اهل صلاح و شايسته هدايت نخواهند بود: وَ قَالَ نُوحٌ رَبِّ لاَ تَذَرْ عَلَى الاَْرْضِ مِنَ الْكَفِرِينَ دَيَّاراً، اِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَ لاَ يَلِدُوا اِلاَّ فَاجِراً كَفَّارا[٣]؛ و نوح گفت: پروردگارا! هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار، چرا كه اگر
[١] هود (١١)، ٤٠. [٢] نوح (٧١)، ٥ـ٦. [٣] نوح (٧١)، ٢٦ـ٢٧.