نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٠ - ٧ تأثير غير مستقيم عوامل در پديده ها و تعيين مصلحت
پس وقتى در فرهنگ اسلامى گفته مىشود، ملاك ارزشها، يا ملاك احكامْ مصلحت است، داراى معناى دقيق و پيچيدهاى است كه در بسيارى از موارد جز علم الهى، هيچ چيز ديگر نمىتواند آن را كشف نمايد. انسان در روابطش با پديدههاى جهان، تنها به صورت محدود، به بعضى از مصالح خويش، آن هم در يك چارچوب تعريف شده پى مىبرد، و ديگر فراتر از آن چارچوب علم انسان راه ندارد: وَ مَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلا[١]؛ و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است.
بر اين اساس، وقتى خداوند حقى براى كسى قرار مىدهد، اين حق به صورت گزافى و بىدليل داده نمىشود. تمام حقوق بر اساس مصالح و مفاسد واقعى، و تابع علم مطلق الهى است. در برخى از اين موارد، عقل ما به تنهايى نيز مصالح و مفاسد يك حكم را درك مىكند و به هنگام تزاحم نيز تشخيص مىدهد كه كدام يك بر ديگرى مقدم است؛
ولى در اكثر موارد ما از سنجش همه سود و زيانها، و خير و شرها عاجزيم و به همين جهت نمىتوانيم درباره آنها قضاوت نهايى و قطعى داشته باشيم، و تنها مىتوانيم بگوييم در حد علم و تجربه ما مقتضاى فلان مسأله اين است، ولى تمام مسأله اين نيست و پرونده آن براى تحقيقات بيشتر باز است. چه بسا نتيجه تحقيقات، قضاوتهاى فعلى را تغيير دهد؛ چنان كه كم نيست مواردى كه بشر پس از ساليان طولانى به اشتباه قضاوت قبلى خويش پى برده است. اين امر به دليل محدوديت ابزار و منابع شناخت انسان است.
[١] اسراء (١٧)، ٨٥.