جهاد
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
در بسته بودن ، و تفاوت در اینست که زندانی و زنجیری جسم حالت خود را حس میکند اما زندانی و زنجیری روح حس نمیکند . اینستکه ما میگوئیم آزادی عقیدهای که ناشی از تقلید و تبعیت محیط است نه از تفکر آزادی معنی ندارد .
جزیه
مسئله دیگری که در پایان بحث باید طرح کنیم مسئله " جزیه " است . در متن آیه کریمه آمده است که با اهل کتاب ( مطلقا یا آنانکه ایمانشان حقیقی و واقعی نیست ) بجنگید تا آنگاه که جزیه بدهند . جزیه چیست ؟ آیا جزیه یعنی باج دادن و باج گرفتن ؟ آیا مسلمانان که در گذشته جزیه میگرفتند در واقع و نفس الامر باج میگرفتند ؟ باج بهر شکل باشد زور است و ظلم است و خود قرآن ظلم را به هر شکل و بهر صورتی نفی میکند . جزیه از ماده جزا است ، جزا در لغت عرب هم در مورد پاداش بکار برده میشود . هم در مورد کیفر ، اگر اینجا جزیه جزای کیفری باشد میشود کسی ادعا بکند که این مفهومش همان باج گرفتن است ولی اگر مفهومش پاداش باشد - که هست - موضوع عوض میشود . قبلا گفتیم که بعضیها ادعا کردهاند که اساسا جزیه لغت معرب است ، نه عربی ، و فارسی هم هست ، معرب کلمه " گزیه " است و گزیه لغتی فارسی است و این همان مالیات سرانهای بوده است که برای اولین بار انوشیروان در ایران وضع کرد ، وقتیکه این لغت آمد در میان اعراب طبق قاعده معمول گاف تبدیل به جیم شد و عربها بجای گزیه گفتند جزیه پس جزیه مفهومش مالیات است و بدیهی است که مالیات دادن غیر از باج گرفتن است . خود مسلمین نیز باید انواعی مالیات بدهند . چیزیکه هست شکل