جهاد
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
باشیم و یک مطلق و یک مقید بایستی آن مقید را قرینه توضیحی برای آن مطلق بگیریم پس بنابر این طبق این بیان ما باید مفهوم جهاد را همان بدانیم که آیات مقید بیان کرده است ، یعنی آیات قرآن جهاد را بدون قید و شرط واجب نمیداند ، در یک شرائط خاصی واجب میداند این مقدار را بیک بیان دیگر قبلا عرض کرده بودیم .
آیا آیات جهاد ناسخ و منسوخند
بعضی از مفسرین آمدهاند مسئله ناسخ و منسوخ را در اینجا طرح کردهاند یعنی گفتهاند که در بسیاری از آیات قرآن همانطور که شما میگوئید جنگیدن با کافران را مشروط کرده است ولی در بعضی از آیات دیگر آمده همه آن دستورات را یکجا نسخ کرده بنابر این در اینجا صحبت از ناسخ و منسوخ است آیات اول برائت که فرمان جهاد را بطور کلی میدهد و تبری میجوید از مشرکین و یک مهلت برای مشرکین مقرر میکند و بعد از آن مهلت میگوید دیگر اینها حق ندارند باقی بمانند ، بکشید اینها را ، در حصارشان قرار بدهید ، و در کمینشان بنشینید این آیات که سال نهم هجری هم آمده است تمام دستورهای گذشته را یکجا نسخ کرده است . آیا این حرف درستی است ؟ این حرف حرف نادرستی است . به چه دلیل ؟ به دو دلیل ، یک دلیل این است که ما در یکجائی میتوانیم یک آیهای را ناسخ آیهای دیگر بدانیم که درست بر ضد او باشد مثلا اگر فرض کنید که یک آیه بیاید بگوید که اصلا با مشرکین نجنگید ، آنگاه یک آیه دیگری بیاید اجازه بدهد که بعد از این بجنگید خوب این معنایش این است که آن دستوریکه ما قبلا دادهایم آن دستور را لغو کردیم و یک دستور ثانوی بجای آن آوردیم . معنی ناسخ و منسوخ این