جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
اگر ما توحید را جزء حقوق انسانها دانستیم ممکن است اگر مصلحت انسانیت ایجاب بکند و اگر مصلحت توحید ایجاب بکند ما با قومی مشرک میتوانیم بجنگیم نه بخاطر این که توحید را بانها تحمیل بکنیم و ایمان را بانها تحمیل بکنیم چون توحید و ایمان تحمیل شدنی نیست . با مشرکین میتوانیم بجنگیم بخاطر اینکه ریشه فساد را اساسا بکنیم ریشه کن کردن مبدأ عقیده شرک با زور یک مطلب است و تحمیل عقیده توحید مطلب دیگر . بنابر نظر کسانیکه توحید را جزء حقوق شخصی و حداکثر حقوق ملی میدانند میگویند این کار جایز نیست ، اغلب طرز تفکر اروپائیها که در میان ما هم سرایت کرده همین است . اروپائیان به اینجور مسائل بعنوان یک سلسله مسائل شخصی و مسائل غیرجدی در زندگی نگاه میکنند مثل تقریبا رسوم که هر ملتی حق دارد هر رسمی برای خودش میخواهد انتخاب بکند پس و لو بعنوان قطع ریشه فساد - حق نداریم با شرک مبارزه کنیم . زیرا شرک فساد نیست ، توحید یک مسئله شخصی است . ولی اگر توحید را یک مسئله عمومی و جزء حقوق انسانی و از شرایط سعادت عموم بشر دانستیم جنگ ابتدائی با مشرک بعنوان حریم توحید و دفاع از توحید و بعنوان قطع ریشه فساد جایز است ، گو اینکه بعنوان تحمیل عقیده توحیدی جایز نیست .
جنگ برای آزادی دعوت و رفع مانع از تبلیغ
حالا از اینجا ما وارد یک مطلب دیگر میشویم و آن مطلب این است ، آیا جنگیدن برای آزادی دعوت جایز است و یا جایز نیست ؟ جنگیدن برای آزادی دعوت یعنی چه ؟ یعنی ما میگوئیم