سيماي حج و عمره در قرآن و حديث

سيماي حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٨٤

١٥٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مرا تسبيح گفت و تهليل كرد، تكبير گفت و بزرگ داشت، مرا شناخت و مرا ستود و بر پيامبر درود فرستاد. اى فرشتگان من! گواه باشيد كه من او را بخشودم و شفاعت او را درباره خودش پذيرفتم و اگر اين بنده ام از من بخواهد، شفاعت او را درباره همه اهل عرفات خواهم پذيرفت. [١]

١٥١.سعيد بن يسار : امام صادق عليه السلام در يكى از غروبها كه در منى بوديم ، در حالى كه مرا به حج، تشويق و ترغيب مى كرد، فرمود: «اى سعيد! هر بنده اى كه خداوند به او روزى داده باشد و او از آن روزى برداشته و خرج خود و خانواده اش كند، سپس آنان را به حج بيرون آورد ودر برابر تابش خورشيد قرار دهد ، تا آن كه غروب عرفه آنان را به موقف آورد و استراحت كند . آيا نديده اى شكافهايى را در آن جا كه در آن ها كسى نيست؟ گفتم : چرا ديده ام ، فدايت شوم . . فرمود : خانواده خود را مى آورد و با آن ها ، اين رخنه ها و شكاف هاى كوه را پر مى كند ، خداى متعال و بى شريك فرمايد : به بنده ام از روزى خويش دادم ، آن روزى را برداشته و خرج خود و خانواده اش كرد . آنگاه آنان را بيرون آورد ، آنان را آورد تا با آن ها اين جاهاى خالى را پر كند ، در پى آمرزش من . گناهش را مى آمرزم و آنچه فكرش را مشغول ساخته ، بر عهده مى گيرم و روزيش مى دهم» . سعيد مى گويد : چيزهاى ديگرى هم فرمود ، نزديك ده چيز . [٢]


[١] شعب الايمان : ٣/٤٦٣/٤٠٧٤ .[٢] كافى : ٤/٢٦٣/٤٤ .