دوست نماها(تفسير سره منافقون)

دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤

چشم پيامبر به سهيل افتاد، فرمود: سهيل آمده است قرارداد صلحى ميان ما و قريش ببندد. سهيل آمد و نشست و از هر درى سخن گفت و مانند يك ديپلمات ورزيده عواطف پيامبر را براى انجام چند مطلب تحريك كرد. او چنين گفت: اى ابوالقاسم! مكه حرم و محل عزت ماست. جهان عرب مى داند، تو با ما جنگ كرده اى، اگر تو با همين حالت كه با زور و قدرت توأم است، وارد مكه شوى، ضعف و بيچارگى ما را در تمام جهان عرب آشكار مى سازى، فردا تمام قبايل عرب به فكر تسخير سرزمين ما مى افتند، من تو را به خويشاوندى كه با ما دارى سوگند مى دهم، و احترامى كه مكه دارد و زادگاه توست يادآور مى شوم....

وقتى سخن سهيل به اين جا رسيد، پيامبر اسلام كلام او را قطع كرد و فرمود: منظورتان چيست؟

گفت: نظر سران قريش اين است كه امسال همگى از اين جا به مدينه بازگرديد و فريضه عمره و حج را به سال آينده موكول كنيد. مسلمانان مى توانند سال آينده ، مانند تمام طوايف عرب در مراسم حج شركت كنند، ولى مشروط بر اين كه بيش از سه روز در مكه نمانند و سلاحى جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند.

مذاكرات سهيل با پيامبر سبب شد كه قراردادى كلى و همه جانبه ميان مسلمانان و قريش بسته شود. او در شرايط و خصوصيات پيمان فوق العاده سخت گيرى مى كرد و گاهى كار به جايى مى رسيد كه نزديك بود رشته مذاكرات صلح پاره شود، ولى از آن جا كه طرفين به صلح و مسالمت علاقه مند بودند، دومرتبه رشته سخن را به دست گرفته، در پيرامون آن سخن مى گفتند.

مذاكرات هر دو نفر با تمام سخت گيرى هاى سهيل، به پايان رسيد و قرار شد مواد آن در دو نسخه تنظيم شود و به امضاى طرفين برسد.

بنا به نوشته عموم سيره نويسان، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، على(عليه السلام) را خواست و دستور داد