دوست نماها(تفسير سره منافقون)

دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧

اينهاست، كه با مراجعه به شأن نزول آيات مربوط به منافقين و تواريخ اسلامى، كاملاً به دست مى آيد.

نطفه اين حزب در مدينه منعقد شد. هنگامى كه اكثريت قاطع مدينه، از مهاجرت پيامبر به آن شهر استقبال شايانى به عمل آوردند، يك اقليت ناچيزى از اين كار خوش وقت نشده، در باطن سرسختانه با اسلام مبارزه كردند و به حال شرك و كفر خود باقى ماندند. علل تشكّل و پيوستگى اين افراد، امور مختلفى است كه در زير بيان مى شود:

١. گروهى اسلام را با مطامع و منافع شخصى خود مخالف ديده، آن را بر ضرر خود تشخيص دادند. ناگفته پيداست هرگونه اصلاحى كه مى خواهد منافع توده ها و قشرهاى تحت فشار را تضمين كند، نمى تواند رضايت صد در صد همه مردم را به دست آورد، از اين نظر اقليت مخالفى پيدا شده، به عناوين گوناگون شروع به كارشكنى مى كنند.

پيش از آن كه پيامبر اسلام به مدينه مهاجرت كنند، قبيله هاى اوس و خزرج از جنگ هاى صد ساله خود خسته شده و تصميم گرفته بودند حكومتى مركّب از افراد دو قبيله به وجود آورند و رياست آن را عبداللّه بن أبى، به عهده بگيرد و مقدمات اين كار داشت انجام مى گرفت كه نور اسلام بر دل گروهى از جوانان و سران دو قبيله تابيد و از پيامبر خواستند كه به مدينه هجرت نمايند. وقتى پيامبر وارد شهر شد، بيشتر مردم از آن حضرت استقبال پرشورى به عمل آوردند.

عبداللّه بن أبى ـ كه ورود اسلام را بر خلاف مطامع خود تشخيص داده بود ـ نتوانست كينه و حسد خود را پنهان سازد. روز ورود پيامبر، رو به او كرد و چنين گفت:

«يا هذا! اذهب إلى الّذين غروك وخدعوك، وأتوا بك; فأنزل