تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج1) - عبادی، احمد مختار - الصفحة ٣٢
حكم بود، امّا عملى ساختن اين تفكّر، به تحقيق و بررسى كافى و آمادگى هاى قبلى و توش و توان كامل نياز داشت.
از آغاز دوران و ليد بن عبدالملك كه خواهان تقويت ناوگان اسلامى بود، آمادگى جهت محاصره دوّم، آغاز شد ودرخصوص هماهنگى بين نيروى زمينى و دريايى و ايجاد زمينه مناسب براى عمليّات جنگى بر ضدّ امپراطورى روم شرقى (بيزانس) فعّاليّت شد و وليد محلّى را از منطقه «ثغور» در آسياى صغير، براى آموزش نيروهاى خود تدارك ديد ودر سال ٩٤ هجرى هجوم زمينى- دريايى را به فرماندهى برادرش «مسلمه» پسر عبدالملك آغاز كرد.
خبر اين فعّاليّتها به نيروهاى بيزانس رسيد و آنها به گرد آورى ابزار دفاعى و حراست از ديوارهاى شهر همّت گماشتند، بدين ترتيب كه براى ايجاد مقدّمه جهت برابرى با محاصره اى كه همانند محاصره اوّل طولانى گردد، به تقويت سيستم دفاع دريايى از خود جدّيت نشان دادند امّا درگذشت وليد (خليفه) اجراى حمله را به تأخير انداخت و آنگاه كه سليمان به تاج و تخت رسيد به انگيزه پيشگويى هايى كه از زبان دانشمندان صورت گرفته بود سپاهيان خود را براى هجوم به قسطنطنيه تجهيز و آماده كرد و بدين گونه در سال ٩٧ هجرى «١» به عنوان مقدّمه نبرد، هجومى دريايى را به فرماندهى «عمر بن هبيره فزارى» به سرزمين روم سامان داد.
سليمان در سال بعد، براى نبرد طولانى به فرماندهى برادرش «مسلمه» به گرد آورى انبوه نيروى زمينى و دريايى پرداخت و آنها را از حيث زاد و توشه، موادّ غذايى و اسلحه تأمين كرد و به وى دستور داد كه متوجّه قسطنطنيه شده و آن را آزاد كند و يا آنكه منتظر فرمان و دستور او باشد.
سليمان در منطقه «دابق» «٢» مستقر شد و با خدا پيمان بست: