اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠
پـس از بـدر، كـفـّار قـريـش مـسـيـر عـراق ـ شـام را بـراى تـجـارت بـرگـزيـد. رسـول اكـرم (ص ) بـراى مـحروم كردن قريش ازمنابع حياتى ، گروهى را به فرماندهى زيد بـن حـارثـه مـاءمـور كـرد تا راه تجارى جديد كفّار را ناامن كنند. مسلمانان موفق شدند محافظان كـاروان را اسير و مال التجاره را به غنيمت برند و بدين نحو شاهرگ حياتى دشمن بار ديگر مورد تهاجم مسلمان ها قرار گرفت .(٥٤)
در صـفـين ، بخشى از سپاه امام (ع ) ماءموريت يافت تا جاده پشتيبانى دشمن را بسته و آنها را از دريافت تداركات حياتى محروم سازد. معاويه كه خود را در معرض خطر حتمى مى ديد، گروهى از سواره نظام را ماءمور باز پس گيرى آن جادّه كرد.(٥٥)
٤ ـ ٥ ـ ٢ ـ فراهم كردن زمينه هاى عمليات
يـكـى از اهداف تهاجم ، تصرف عوارض حسّاس زمين است . جاهايى كه مى توانند زمينه را براى عـمـليـات آينده فراهم سازند. در محدوده يك عمليات نظامى ، ممكن است بخش هايى از زمين از اهميت ويـژه اى بـرخـوردار بـاشـند. از اين رو لازم است براى تسريع در عمليات آينده اين قسمت ها از تصرّف دشمن خارج شود.
٥ ـ ٥ ـ ٢ ـ فريب دشمن
گاه يك عمليات نظامى هدفى جز فريب دشمن و منحرف كردن او از زمان و مكان تك اصلى ندارد. در ايـن حـالت سعى بر آن است تا دشمن نتواند به اهداف عمليات مهاجم پى ببرد. تا اينكه در محاسباتش دچار اشتباه شده ، قدرت رزمى و آمادگى نظامى اش بى ثمر بماند.
در غزوه خيبر، طايفه غطفان در يارى يهود حركت كردند. پيامبر اكرم (ص ) گروهى راماءمور حمله به سرزمين غطفان كرد. گسيل اين سپاه ، سبب بيم آنان از حمله حضرت به سرزمينشان شده ، از نيمه راه بازگشتند.(٥٦) در واقع پيامبر با اين حركت سنجيده ، شمار زيادى ازدشمن را از محل تك اصلى منحرف و توان رزمى آنان را بى اثر ساخت .
٦ ـ ٥ ـ ٢ ـ گسترش اطلاعات
كـسـب اطـلاعـات از گـسـترش و استعداد نيروهاى دشمن در منطقه عملياتى ، مى تواند ازاهداف يك تـهـاجـم بـاشد. در گذشته به علت نبودن موانع مصنوعى ، كمتر از اين شيوه استفاده مى شد و دسـتيابى به اطلاعات دشمن آسان تر بود. گرچه گاهى موانع طبيعى و نيروهاى محافظ و يا پـيـشتاز مانع دستيابى آسان به اطلاعات بودند كه ناگزير نيازمند به تهاجم در شناسايى مى شدند.
٧ ـ ٥ ـ ٢ ـ به دست گرفتن ابتكار عمل
گـاه تـهـاجـمـات پـى در پـى يـك طـرف مـوجـب مـى شـود نـيـروى مـقابل در موضع دفاعى قرار گيرد ودائما درباره حركات جديد دشمن خود چاره انديشى كند. در چنين حالى در واقع نيروى مهاجم است كه براى نيروى مدافع برنامه ريزى مى كند. يكى از راه هاى نجات ازچنين شرايط كشنده اى ، انجام يك عمليات تهاجمى از سوى نيروى مدافع است .
در نبرد ذات السلاسل ، مردى به حضور رسول اكـرم (ص ) رسيد و آن حضرت را از تهاجم قريب الوقوع طايفه ((خثعم )) به مدينه مطلع ساخت و چـون بـراى مـقـابـله بـا دشـمـن داوطـلب خواستند، ابوبكر و عمر برخاستند و به ترتيب با گـروهـى وارد مـنـطـقـه وادى الرمـل شـدنـد ولى بـدون هـيـچ گـونـه مـوفقيتى بازگشتند. آنگاه رسـول خـدا(ص ) ، عـلى (ع ) را ماءمور رويارويى بادشمن كرد. امير مؤ منان سحرگاه به دشمن يورش برد، تعدادى از آنها را به قتل رساند و بقيّه فرارى شدند.(٥٧)
دقـت در ايـن واقـعـه مـى رسـانـد كـه از آغـاز غـائله ، دشـمـن بـا اسـتـفـاده از نـقـاط حـسـاس تـحـت كـنـترل خود، ابتكار عمل را در دست داشته و همين عامل شكست ابوبكر و عمر شد. ولى حضرت على (ع ) بـا بـه كـارگـيـرى يك تاكتيك جديد و بجا، توانست دشمن را در موضع انفعالى قرار دهد وابتكار عمل را از آن خود نمايد.
٨ ـ ٥ ـ ٢ ـ وارد آوردن ضربه قطعى