متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩
شده و به معانى مختلفى در طول تاريخ استعمال شده است در فلسفه (اسكولاستيك) براى كسانى كه براى كلى وجود مستقل از افراد قائل بودند (رئاليست) يا واقعيون، و براى كسانى كه هيچ نوع وجودى براى كلى در خارج و در ذهن قائل نبودند و آنرا لفظ خالى مىدانستند (نوميناليست) يا اسميون و براى آنها كه براى كلى تنها وجود تصورى و ذهنى قائل بودند (ايدهآليست) يا تصوريون مىگفتند.
اما معناى اصطلاحى (رئاليزم) كه اخيرا جايگاه اصولى و اساسى خود را پيدا كرده است عبارت است از (اصالت واقعيت خارجى) و با تعبير دقيق رئاليزم همان فلسفه است و متافيزيك را مىتوان در اين آيينه حقيقتنما دريافت و ارزيابى كرد.
متافيزيك از ديد مكتب عقلى و تجربى
بطور عمده دو طرز تفكر در شناخت تصديقى در مقابل هم قرار گرفته است تفكر عقلى و تفكر حسى كه به عنوان دو مكتب فلسفى عرض اندام كردهاند اين دو مكتب در جهت ايجابى و اثباتى در محدوده حس و تجربه و برهان علمى با هم اختلافى ندارند. مثلا اعتراف دارند كه راديوم در نتيجه انفجار داخلى تشعشعاتى از خود