الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠١ - داشتن مال و زر نشانهء پيغمبرى نيست
آنها ميسر است كه نه سامع و نه مبصر و نه مغنى و نه عالم و باخبر است و اصلا آن اصنام نفع بشما و بساير انام رسانيدند بلكه ضرر بسيار در آخرت كه عبارت از عذاب بيشمار و گرفتارى دائمى و حرقت نار است براى عبده اصنام معين و برقرار است .
اى عبد الله آيا شما را در مكه و طايف ضياع و عقار و باغات و نخيل و اعناب بسيار است جميع از گماشتگان و كاركنان شما در آن مكان بجهت اصلاح و انجام و تنظيم و اهتمام آن محال و مقام هستند يا نه ؟
گفت : بلى بغير قوام و عمال آن مكان چون انتظام و استعمال بايد .
حضرت رسول فرمود كه آيا تو بنفس خود بحقايق احوال آن محال رسيده سرانجام باغات و بساتين آن سرزمين مينمائى يا قوام و عمال تو بآن اشتغال نمايند ؟ .
عبد الله گفت : ما را نويسندگان و قوام هستند كه اهتمام جميع آن محال مينمايند .
حضرت حبيب الله گفت : اى عبد الله اگر عمال و مزدوران و خدام شما بنويسندگان شما گويند كه شما آنچه بما مكتوب و مرقوم گردانيد هر چند بحكم سيد ما و شما باشد ما آن را قبول نداريم تا آنكه عبد الله بن اميه را پيش ما بياوريد و ما او را ببينيم و از خود گواهى بنوشته شما دهد و گويد كه بلى آنها بفرمودهء من بشما چيزى نوشتهاند ، و چون ما را روبروى عبد الله بن اميه كنيد نوشتجات قبول است و الا ما را قبول سخن شما نيست .
آيا شما اى عبد الله تجويز قول عمال و مزدوران و خدم ميكنيد كه امثال اين افعال و اعمال كه از ايشان سانح شود مستحسن است و شما را روا ميداريد كه عمال تو ترا بحضور خود بطلبند و اين نوع خفت بر سر تو آرند ؟
گفت : نه يا محمد .
حضرت رسول فرمود كه پس همان مرقومه شما كه نويسندگان بموجب حكم شما قلمى نمودهاند چون بعمل تو رسد براى سند ايشان كافى و صحيح است يا نه ؟
گفت : بلى .