الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٣ - داشتن مال و زر نشانهء پيغمبرى نيست
اى عبد الله آنچه گفتى كه اگر تو را خانه پر از زخارف دنيا كه عبارت از طلاى احمر است ميبود في الجمله دلالت بر جلالت شان و رفعت مكان تو ميكرد .
اى عبد الله آيا بتو رسيده كه امروز عزيز مصر گنجخانههاى مملو از زخارف دنيا دارد و مالك خزاين بسيار و جواهر و لآلى بيشمار است ؟ .
گفت : بلى يا محمد .
حضرت نبى البرايا فرمود كه آيا عزيز مصر باعتقاد شما بوسيلهء آن ثروت و غنا منخرط در سلك اوليا ميگردد .
عبد الله گفت : نى .
حضرت نبى المرسل فرمود : همچنين محمد كه نبى بحق و فرستادهء ايزد خالق بجميع خلق است مال وافر و زخارف متكاثر ميداشت اصلا هيچ نوع دلالت بر نبوت و حال و رسالت و كمال او نميگرديد ، بدان كه محمد بواسطهء كثرت جهل و قلت عقل و كلام بىتأمل تو متأذى و مغموم و متألم و مهموم نگردد بواسطهء آنكه عالم و مطلع بجميع حجج و براهين حضرت رب العالمين است . اما اى عبد الله آنچه گفتى كه اگر تو از حضيض زمين عروج و صعود بآسمان هفتمين يا بسماوات ديگر نمائى ما بتو ايمان بوسيلهء آن نياريم تا آنكه واهب يگانه كتاب جداگانه بجهت ما ارسال و انزال نمايد و ما را در آن كتاب باطاعت و متابعت تو امر فرمايد تا ما آن كتاب را تلاوت و قرائت نمائيم ، بعد هذا معلوم ما نيست كه بجادهء شريعت تو درآئيم يا نه .
اى عبد الله صعود بآسمان بىشائبهء ريب و گمان بغايت الغايت اصعب از نزول از آنست پس هر گاه تو از روى اعتساف اعتراف نمائى يا آنكه اگر من صعود بآسمان نمايم تو ايمان حضرت ايزد سبحان نمىآرى ، همچنين بتحقيق و يقين در هنگام نزول از آسمان كه باعتقاد شما اسهل و ايسر از آنست بشرف اسلام و ايمان مشرف و با ايقان نخواهى شد زيرا كه خود اقرار بعناد حجت و برهان خالق زمين و آسمان كردى