رسائل فلسفى - ابن سينا، عمر خيام - الصفحة ٢٧٧ - رساله عروس
امتزاجى ديگر احسن و اعدل حاصل كند انسان ظاهر شود كه اشرف موجودات در اين عالم سفلى است و بسبب بعدش از طرفين تضاد شباهت به ملائكه پيدا كند پس قبول كند جوهرى را كه شبيه بجوهر مجرد مفارق است و آن نفس ناطقه است و گويا عقل فعال آتشى است فروزنده كه براى شدت قربش بنفس قدسيه نبويه نزديك است روغنش هنوز به آتش و كبريتى نرسيده مشتعل شود و فروغ بخشد يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ پس فيض بخشد بقوت نطقيه و نطقيه به حافظه و حافظه بمخيله و مخيله بمشتركه و مشتركه بر حس ظاهر و حس ظاهر بر هواء پس منطبع و منعكس گردد و شخص خواهد ديد در غايت حسن كه آن شخص او را خطاب شفاهى نمايد بوضع سنتها و اشرف مردمان در اين مرحله كسى است كه نفس قدسيه وى عقل بالفعل باشد و شريفتر از او كسى است كه نفس قدسيه نبويه را دارا گردد همانا بخشنده عقل را حمدى بىنهايت به سزاست و درود و سلام بر سيد الأنبياء المرسلين محمد و آل طاهرينش باد