حدوث العالم - ابن غيلان - الصفحة ١٢ - سرآغاز
الفاظ و معانى ناآشنا و نامانوسى مىشنيدم آنان مىگفتند اين الفاظ و معانى براى آنان از علم منطق فراهم آمده است يعنى علمى كه آدمى را بر مناظره يارى مىكند و غلبه بر دشمن را فراهم مىسازد از اين روى من بر تحصيل منطق و احكام آن همّت گماشتم و پارهاى از آن را در مرو خواندم و سپس در شوّال سال ديگر به نيشابور آمدم و آن را به پايان رساندم و پيش از آن علم حساب را در شهر بلخ خوانده و در استخراج مسائل جبر ماهر گرديده بودم. در كتابهاى حساب اشكال هندسى را ديدم و از استادم نام كتاب اقليدس در اصول مقادير را شنيدم و نيز پارهاى از آن و بخشى از كتابهاى هندسى و اصول علم نجوم را فرا گرفتم و اين علوم مرا به نظر در إلهيّات و طبيعيّات رهنمون شد و هميشه در دلم احساس مىكردم كه آنچه از اين علوم فرا گرفتهام با اصولى كه از دين بدان معتقد بودم مخالفت دارد و مىدانستم كه ابطال آنها با علم كلام امكانپذير است از اين روى به فرا گرفتن آن علم پرداختم و بيشتر هدف من اين بود كه بر فساد شبهههاى آنان در مخالفت با حق واقف گردم.
در اين ميان به آراء بسيارى از فلاسفه برخوردم كه ابن سينا با آنها مخالفت و آنها را رد كرده است و من راغب شدم كه كتابهاى او را تصفّح كنم و از روى حقيقت و بصيرت بر معارضه اقاويل و مناقضه شبهههاى آنان آگاه گردم. صدق همّت و خلوص نيّت من در اين مقصود موجب شد كه ايراداتى بر بسيارى از مطالب منطق ابن سينا وارد ساختم كه به نظر هيچ يك از دانشمندان نرسيده بود و در اين باره رسالهاى به نام التّوطئة للتّخطئة را به رشته تحرير در آوردم و مقصود من تخطئه ابن سينا در منطق و اصول دين بود. اكنون در اين كتاب آنچه را كه مربوط به اثبات حدوث عالم و ابطال شبهههاى فلاسفه است ياد مىكنم و پس از اتمام اين كتاب در نظر دارم كتابى تحت عنوان التّنبيه على تمويهات كتاب التنبيهات بنويسم و سخن ابن سينا را در آن كتاب و كتابهاى ديگر او كه با حق مخالفت دارد باطل گردانم». (١٥)
او سپس مىگويد: «گمان نرود كه هركس كه كتابهاى فلاسفه را مطالعه و سخن آنان را فهميده معتقد به صحّت انديشههاى آنان شده و از عقائدى كه بر آن نشأت يافته عدول كرده است نه هرگز چنين نيست بلكه كسانى هستند كه از روى بصيرت