احكام خانواده و آداب ازدواج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٦ - عقد متعه
حقيقت عبارت است از پيمانى محكم واستوار ميان دو طرف) به هر كلمه واضحى باشد خواه به صيغه ماضى باشد (كه بهتر است) يا مستقبل، به زبان عربى باشد يا غير عربى، وخواه به صورت صحيح آن را تلفظ كنند يا نه، ولى به هر حال بايد بيان كننده عقد باشد، وحتى اگر نوشتار يا امضا بر صيغه عقد يا نظاير آن باشد كافى خواهد بود، گرچه احوط آن است كه در بيان مقصود از گفتار بهره برده شود.
٢- اگر كلام بدون قصد و نيّت باشد (وچيزى نباشد جز لقلقه زبان) يا گوينده بى توجه يا از روى سهو يا مجبور به سخن باشد، سخنش سودى نخواهد داشت زيرا اصل نكاح عقد قلبى وخواستن تعهّد است.
پس اگر يكى از دو طرف بداند كه ديگرى در عقد صادق نيست، بلكه بى هيچ توجهى يا تعهّدى نسبت به حقيقت عقد، صرفاً در پى لذت جويى وبه دست آوردن مال است، ديگر عقد متعه نخواهد بود.
پس اگر جوان مؤمنى با فاحشهاى ملاقات كرد واز او خواست به ازدواج موقتش در آيد وآن زن- بدون آن كه به عقد نكاح ايمان داشته باشد، بلكه صرفاً براى راه اندازى كارش- قبول كند، و آن جوان هم اين را از زن دانست، ديگر اين رابطه عقد به شمار نمىآيد، زيرا جوهر وحقيقت عقد، همان نيت و قصد پايبندى و تعهّد طرفين است.
ونيز چنين است اگر زنى بفهمد كه مرد نسبت به شرايط عقد وپيامدهاى آن پايبند نيست وتنها در پى فرونشاندن نيازهاى جنسى خويش است، در صحت چنين عقدى اشكال است.