احكام خانواده و آداب ازدواج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٦ - ج- اولياى عقد
صلاحيت اجراى عقد يا اجازه دادن براى اجراى عقد را دارند نسبت به مرد وزنى كه به هر دليل صلاحيت كامل اجراى عقدرا ندارند.
١- اولياى عقد عبارتند از: پدر وپدر بزرگ از سوى پدر، يعنى پدر وپدران او وهرچه بالاتر، پس پدرِ مادرِ پدر در شمار آن مندرج نيست.
٢- ولايت پدر وجد نسبت به كودك ومجنونى كه جنونش به بلوغ متصل باشد، وحتى بنا به اقوى منفصل باشد، ثابت است، ولى اين دو نسبت به مرد بالغ ورشيد، ونسبت به زن بالغه ورشيده بيوه [١] ولايتى ندارند.
٣- نسبت به دختر باكره رشيده، احتياط گرفتن اذن از ولى او است اگرچه اقوى اجراى تصميم آن دختر است اگر اختيار دار خود باشد وعملًا از ولايت ولى، خارج شده باشد، واگر ولى غائب بود بطوريكه اجازه گرفتن از او امكان نداشت، ودختر نياز به ازدواج داشت، اعتبار اذن ولى ساقط مىشود.
٤- در ولايت جد، زنده يا مرده بودن پدر، شرط نيست.
٥- هر يك از پدر وجد در ولايت، مستقل هستند، پس اشتراك در دادن اذن واجازه گرفتن يكى از آن دو از ديگرى لازم نيست. پس هر يك از آن دو پيشى گرفت- با مراعات آنچه مراعاتش لازم است- براى ديگرى مورد باقى نمىماند، ودر حالت همزمانى، عقد جد مقدم است ونيز هنگامى كه دو تاريخ دانسته نشود.
[١] - زن بيوه اصطلاحاً به زنى گفته مىشود كه به سبب طلاق يا مرگ شوهر، از اوجدا شده باشد.