احكام خانواده و آداب ازدواج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٨ - ٥- شتاب در شوهر دادن دختر
آمده است كه از حضرت درباره اين پرسيدم كه آيا دخترم با جوانى ازدواج بكند كه انسان نرمى است وپدرش هم اشكالى ندارد؟
حضرت عليه السلام فرمود: (اگر بد كردار (مخنث) نيست به ازدواج او در آور.» [١]
٥- در بُعد اخلاق، شرع نهى مىكند از اين كه دختر را به ازدواج اقوامى در آورد كه از وفادارى دورند. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «دختران خود را به اقوام زنجى وخزرى ندهيد كه بى وفا هستند.» [٢]
ظاهر حديث دلالت بر آن دارد كه حكمت اين نهى، كاستى در وفادارى است واين حكمت همه موارد مشابه را در بر مىگيرد چنان كه با از ميان رفتن سبب، حكم نيز از ميان مىرود، پس اگر اهالى خزر به وفادارى شناخته شدند مىتوان با آنان خويشاوندى بر قرار كرد.
٦- از ديانت است خردمندى، پس شرعاً مكروه است زن نادان واحمقى را به همسرى گرفت. امير المؤمنين مىفرمايد: «بپرهيزيد از ازدواج با زن احمق كه همراهى با او بلا وفرزندش موجب تباهى است.» [٣]
بيشتر از زن احمق، ازدواج با زن ديوانه كراهت دارد، زيرا جنون او در كودكان اثر مىنهد.
[١] - وسائل الشيعه، ج ١٤، ص ٥٤، باب ٣٠، حديث ٢.
[٢] - همان، ص ٥٥، باب ٣١، حديث ٢.
[٣] - همان، ص ٥٦، باب ٣٣، حديث ١.