احكام خانواده و آداب ازدواج - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٩ - ژرف انديشى در آيات
كرد وغير از آن مرد كسى برنخاست، سپس پيامبر براى بار سوم سخن خود را تكرار نمود، وآن مرد بلند شد. پيامبر فرمود: «آيا از قرآن چيزى نيكو مىدانى؟» گفت: آرى. پيامبر فرمود: «شما را به ازدواج هم در مىآورم بر اساس آنچه از قرآن نيكو مىدانى، پس آن را به اين زن هم بياموز.» [١]
٦- بريد عجلى از امام باقر نقل مىكند كه: از امام عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه با زنى ازدواج كرد به شرط آن كه سورهاى از قرآن را به او بياموزد. حضرت عليه السلام فرمود: «دوست ندارم بر او دخول كند، مگر اينكه آن سوره را به او بياموزد، وچيزى به او دهد.» [٢]
٧- ابن عواض مىگويد: از امام صادق درباره كسى پرسيدم كه با زنى ازدواج مىكند ومالى ندارد كه به او بدهد ودخول مىكند.
امام عليه السلام فرمود: «مسألهاى نيست، اين دينى است كه زن بر عهده آن مرد دارد.» [٣]
٨- عبيد بن زراره مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: يك مرد مسيحى با يك زن ازدواج مىكند به شرط اينكه مهر سى خم شراب وسى رأس خوك باشد، وسپس هر دو اسلام مىآورند ودخولى هم صورت نگرفته است امام عليه السلام فرمود: «مرد بايد ببيند بهاى خوك وشراب چقدر است وقيمت آن را براى زن بفرستد وسپس دخول انجام دهد، وهر دو بر نكاح نخستين خود هستند.» [٤]
[١] - همان، ص ٣، باب ٢، حديث ١.
[٢] - همان، ج ١٥، ص ١٢، باب ٧، حديث ٢.
[٣] - همان، ص ١٤، باب ٨، حديث ٢.
[٤] - همان، ص ٤، باب ٣، حديث ٢.