مناسك حج - روحانی، سيد محمد صادق - الصفحة ٢٢
(مسأله ٦١): طلبي كه وقت آن نرسيده يا رسيده و بدهكار قدرت پرداخت ندارد و يا بدهكار بد حساب و يا منكر طلب است در أين چند صورت چنانچه بتواند طلب خود را به مبلغى كه به تنهائى يا بضميمه مال ديگر، وافى به مصارف حج بأشد بفروشد و در أين كار ضرر و مشقتى متوجه أو نگردد واجب است أين كار را بكند و اگر موجب ضرر و مشقت بأشد واجب نخواهد بود.
(مسأله ٦٢): كسى كه در آمد خود را پس انداز مىكند تا پس از مدتى خانه كوچك خود را كه به سختى و مشقت در آن زندگى مىكند تبديل به خانه وسيع نمايد در أين صورت مستطيع نبوده و حج بر أو واجب نيست.
دوم: داشتن مخارج خانواده و عائله خود و كساني كه شرعا خرجي آنان به عهده أو است.
(مسأله ٦٣): اگر كسى مخارج افرادى كه خرجي آنان بر عهده أو است نداشته بأشد مستطيع نخواهد بود و در صورتي استطاعت پيدا خواهد كرد كه مخارج آنان را نيز تا موقع بازگشت داشته بأشد.
سوم: پس از بازگشت، براى گذرانيدن زندگى و امرار معاش، به سختى و زحمت نيفتد.
(مسأله ٦٤): در استطاعت معتبر است كه پس از بازگشت از سفر حج، تجارت يا زراعت يا صنعت يا دكان يا منفعت ملك مثلا، به مقداري كه بتواند بدون زحمت و مشقت، زندگانى خود و خانواده اش را تأمين نمايد داشته بأشد.
(مسأله ٦٥): اگر كسى مالى دارد كه در اداره زندگى خود