احكام بانوان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - عيوبى كه به خاطر آن مىتوان عقد را فسخ كرد
جنسى نباشد) ٧- گوشت، يا استخوان، يا غدهّاى در او باشد كه مانع نزديكى شود.
سؤال ٥٢٩- چنانچه مردى، پس از گذشت دو سال از زندگى مشترك زناشوئى متوجّه شود كه همسرش در طول دو سال گذشته با خدعه، بيمارىهاى خويش را، كه فلج مثانه و اگزيما بوده و از كودكى به آن مبتلا مىباشد، از شوهر پنهان نموده، در حالى كه به هنگام عقد خود را سالم معرّفى كرده است، در فرض سؤال، آيا مرد حقّ فسخ نكاح را دارد؟
جواب: در فرض مسأله اگر مرد بعد از اطّلاع رضايت به اين ازدواج نداده حقّ فسخ دارد، و ضرر و زيانهائى را كه بر او وارد شده مىتواند از كسانى كه تدليس كردهاند بگيرد.
سؤال ٥٣٠- پس از ازدواج معلوم شد كه در قسمتهاى بالاى پاى زوجه آثار سوختگى قديمى بطور ضعيف بجا مانده است، و از طرفى پرده بكارت از نوع گوشتى و بسيار ضخيم است كه عمل دخول بدون اقدام به عمل جرّاحى ممكن نيست؛ در حالى كه قبل از ازدواج در خصوص سلامتى زوجه، هيچ مذاكرهاى انجام نشده است، آيا در اين مورد، مرد حقّ فسخ دارد؟
جواب: در صورتى كه با جرّاحى معمولى مشكل حل شود و عوارض خاصّى نداشته باشد، اين مقدار عيب باعث فسخ نمىشود.
سؤال ٥٣١- اگر تدليسكننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهى از وجود عيب، نكاح را فسخ كند، موردى كه داراى بيمارى روانى، سرگيجه، استفراغ، تشنّج، پرخاشگرى و حالتهاى غير عادى، كه ناشى از بيمارى روانى غير قابل علاج باشد، و پزشكان متخصّص و شاهدان عينى تصديق نموده باشند، آيا چنين فسخى صحيح است؟
جواب: هرگاه زن و كسان او طورى وانمود كنند كه زن سالم است، و در واقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد درآيد، و بعداً كشف خلاف شود، شوهر مىتواند عقد را فسخ كند. و اگر دخول نكرده، مهرى براى زن نيست، و اگر قبل از آگاهى بر عيب دخول كرده، تمام مهر بر او لازم است، و مىتواند آن را از تدليسكننده بگيرد، و اگر تدليسكننده زن باشد مهر او ساقط است.