ترجمه و شرح دعاى صباح - كازرونى، محمدتقى بن محمد شفيع - الصفحة ٣٦٧
. كه تو را شناسد و نترسد از عقوبت تو؟
.وَمَنْ ذا يَعْلَمُ ما أنت فلا يَهابُكَ؟
.يعنى : كيست آن كه بداند كه چه ذاتى تو ، و اتصاف ذات تو به صفات لطف و قهر [ را ]بداند و نترسد از عقاب تو؟
.ألَّفْتَ بِقُدْرَتِكَ الفِرَقَ .
.«تأليف» ، اُلفت دادن است و«فِرَق» ، جمع فرقه است ؛ يعنى : الفت دادى به قدرت خود هر فرقه را با هم ، از هر جنس مختلف .
.وَفَلَقْتَ بِرَحْمَتِكَ [١] الْفَلَقَ .
.و [٢] «فَلَق» ، سفيدى صبح است ؛ يعنى : آفريدى و خلق كردى سفيدى صبح را به رحمت خود ، كه آن محلّ دعا و افاضه رحمت است .
.وَأنَرْتَ بكَرَمِكَ دَياجيَ الغَسَق .
.«دَياجى» جمع دياج است و دياج ، تاريكى شب ، و «غسق» ، تاريكى اوّل شب ، و اين جا مراد از غسق ، غاسق است ؛ يعنى : نورانى و روشن گردانيدى به كرمى كه تو راست ، تاريكى هاى شب را .
.وَأنْهَرتَ المِياهَ مِنَ الصُّمِّ الصَّياخيدِ عَذْبا وأُجاجا .
.و [٣] «اَنهرت» ، ريخت و«مياه» جمع ماء است و ماء ، آب است و «صُمّ» ، [ جمع اَصَمّ وصمّاء وآن دو به معناى ]صلب است ؛ يعنى سخت و «صياخيد» ، جمع صيخود است [ و ] «صيخود» ، سنگ محكم و «عذب» ، آب شيرين و «اُجاج» ، آب تلخ ، و در بعضى نسخه «وأنهرت» واقع شده و اِنهار ، جوى ساختن است ، و «عَذبا» و«اُجاجا» ،
[١] در بعضى نسخ و در مفاتيح الجنان «بلطفكَ» آمده است .[٢] «و» زايد است .[٣] «و» زايد است .