ترجمه و شرح دعاى صباح - كازرونى، محمدتقى بن محمد شفيع - الصفحة ٣٥٢
. فلك دوّار در مقدارهاى مزيّن ، از قُرب و بُعد كه ميان كواكب از ثوابت و سيّار واقع است به مفاد آيه «إنّا زيّنا السَّماءَ الدّنيا بزينة الكواكب * وحفظا من كلّ شيطانٍ مارد» [١] يا از مقادير خواص غريبه و آثار عجيبه كه بر ايشان مرتّب است ، به حَسَب انتقال از برجى به برج ديگر و غير ذلك .
.وَشَعْشَعَ ضِيَاءَ الشَّمسِ بِنُورِ تَأَجُّجِهِ .
.اى آن كه برافروخت و زياد گردانيد ضياى آفتاب عالمتاب را ، در محلّ طلوع به سبب برافروختگى و زبانه كشيدن آن نور ! مقصود آن كه چون آفتاب از حجاب زمين بيرون آيد ، شعله برق آتشْ كردارش زبانه به اطراف سطح عالم خاك كشد . از اين جهت ، نور جهان ، تابش زياده مى پذيرد ، به حدّى كه خاصيت دهد موجودات را .
.يَا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بذاتِهِ!
.اى كسى كه راه نمود به صفات ذاتى خود ، غير خود را به ذات ! يعنى به وسيله و دليل بر شناخت ذاتى خود ، هم خود اوست نه غير او ، و مى تواند بُود كه از اين عبارت ، استدلال جويند به آن كه عينىِ ذات است نه زايدِ بر ذات ؛ يعنى : دلالت نموده اى غير خود را به معرفت ذات خود ، كه اين دلالت عينى ذات است ، نه زايد بر ذات .
.وتَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ .
.يعنى : اى كسى كه منزّه و پاك است از جنسيّت و مانند بودن آفريده هاى خود! مراد از تنزيه [ از ] جنسيت مخلوقات ، عدم مشاركت ذات واجب است با ممكنات در ذاتيات ؛ والاّ در كتب كلامى واقع است كه ذات سبحانه و تعالى ، مشاركت با ذات در مفهوم ذات كه بشى ء قائم بنفسه والغير قائم به اوست .
[١] سوره صافات ، آيه ٦ و ٧ .