ترجمه و شرح دعاى صباح - كازرونى، محمدتقى بن محمد شفيع - الصفحة ٣٦٠
.اِلهي ، أتراني ما أتَيْتُكَ إلاّ مِنْ حَيْثُ الآمال ، أم عَلِقْتُ بأطرافِ حِبالِكَ إلاّ حينَ باعَدَتْني ذُنُوبي عَنْ دارِ الوصال .
.«رؤيت» ، ديدن است ، «اتيان» ، آمدن و «آمال» ، جمع اَمَل ؛ يعنى : خدايا ! مى بينى مرا و مى دانى كه آمدن من نيست به سوى تو ، مگر از براى اميدها ، و اگر مراد استفهام انكارى [ است ] معنى استثنايى تكلّف واقع مى تواند شد . «علاقه» ، وابستگى است و«اسباب» ، جمع سبب و «حبال» ، جمع حبل و«ذنوب» ، جمع ذنب و ذنب ، گناه ، و در بعضى نسخ «علقت» آمده است و علق ، بند كردن است ؛ يعنى : آيا متعلّق شدم به اسباب رحمت تو كه همچو حبال است؟ يعنى : ريسمان هاى محكم و موصل است به مطلوب من ، مگر وقتى كه دور كند مرا گناهان من و قطع تعلّقات از ما سواى مطلق .
.فَبِئْسَ المطيَّةُ الَّتي إمتَطَأَتْ نفسي مِنْ هَواها .
.«بِئسَ» ، كلمه ذمّ است و «مطيّه» ، مَركب ؛ وامتطأَت [١] أي أخذت المطّيةَ ، يعنى : پس چه مَركب [ بدى ] است آن مَركبى كه نفس من او را مَركب ساخته است ، از سبب آرزوهاى خود !
.فَواها لَها لِما سوَّلَتْ لها ظُنُونُها وَمُناها .
.«فَواها» ، كلمه تعجّب است و «تسويل» ، زينت دادن و معنى ظنون ومنا گذشته ؛ يعنى : پس در عجبم از [٢] چيزى كه تزيين كرد و آراسته ساخت از براى نفس من ، انديشه ها و آرزوهاى او !
.وَتَبّا لَها لِجُرْأتِها عَلى سَيِّدِها وَمَوْلاها .
.«تب» ، خسران و هلاكت است ، و «جرئت» ، دليرى و «سيّد» ، كسى كه طاعت او فرض و اطاعت او واجب بُود ، و «مولا» [٣] خداوند ؛ يعنى : هلاكت و خسران بار و
[١] نسخه بدل : امتطت .[٢] نسخه : مرا .[٣] نسخه : + رو .