ولايت نامه اميرالمؤمنين (ع)

ولايت نامه اميرالمؤمنين (ع) - علي خان خاكي - الصفحة ٢٨٤

قنبر سمعا وطاعتا گويان پيش دويد ودُلدل پيش آن شهسوار ميدان لافتى كشيد . حضرت امير المؤمنين ، قد برافراخت وبعد از آن كه ذوالفقار حمايل ساخت ، پاى دولت به ركاب سعادت نهاده ، بر بالاى مَركب قرار گرفت ومانند رعد وبرق ، سر راه بر صاحب غبار گرفت ، باد بر مقدمه آن گَرد وزيده ، از گريبان تا دامن چاك نمود واز ميان آن ، سوارى ظاهر شد كه در آهن وفولاد ، مستغرق بود ، نيزه خطّى به روى هوا برافراشته وبُرقعى از روى خود فرو گذاشته ، قد بر مثالِ درخت چنارى برافراخته وپشت مَركب كوه پيكرى را قرارگاه ساخته : چو كوهى به بالاى كوهى سوارمگر بود از عاديان يادگار! از دور كه آن حضرت را ديد ، عنان توجّه به آن جانب بگردانيد وچون نزديك رسيد ، حضرت امير از او پرسيد كه : «اى پهلوان! چه كسى وچه نام دارى؟ وبه اين تعجيل ، عزيمت كدام محل ومقام دارى ؟» . گفت : من يكى از نامداران روزگارم ودر ميان مبارزان ، «رعدِ جنگى» نام دارم . در جانب مغرب ، شهرى است كه شارقيه [١] اش نام است وپادشاه ذوجاهى ، خسرو نام ، صاحب آن محل ومقام است وشنيده است كه در شهر مدينه ، شخصى به امر رسالت ، مأمور است واو را ابن عم ودامادى هست به شجاعت ودلاورى مشهور . روز هَيجا با تيغ دو سر ، كارزار مى كند و از خون مردان ودليران روزگار ، زمين را لاله زار . او را على بن ابوطالب مى خوانند و از زِبَردستان روزگارش مى دانند ، و بنا بر عداوتى كه در خاطر آن كينه گزار گذشته ، طلبكار سرِ آن نامدار گشته ومرا كه در آن ديار با هزار سوار برابر مى گيرند ، به اين حدود فرستاده كه مدّعاى او را حاصل سازم ويا جهت حصول آن مدّعا ، سرِ خود را دربازم . اگر از شهر مدينه وآن شخص خبرى دارى ، حقّى به گردن من انداز وبه اخبار آن مرا ممنون منّت ساز .


[١] سوره مائده ، آيه ٥٥ .[٢] كلمه اى است كه در صحافى از بين رفته .[٣] گويند : اين جمله در بيتى به پيامبر اكرم گفته شده است (بحار الأنوار ، ج٢٠ ، ص٧٣) .[٤] در اصل : « مرحت » .[٥] غراب : غلاف شمشير .[٦] پوششى كه به هنگام كارزار بر روى اسب مى افكندند .[٧] احتمالاً همان است كه امروز « شارجه » مى نامند واز جمله امارات خليج است .[٨] اشاره به سوره انسان است كه مراد از انسان در آن ، حضرت امير مؤمنان عليه السلام است . ( تفسير البرهان ، ج٤ ، ص٤١٠ ) .[٩] اشاره به نداى « لافتى إلا علي » است كه در جنگ اُحد در آسمان گفته شده است (بحار الأنوار ، ج٢٠ ، ص٥٤) .[١٠] شايد : مصداق .[١١] جمله « سلونى » با عبارت هاى مختلف در سخنان حضرت امير عليه السلام آمده است (مانند نهج البلاغه ، خطبه ١٨٩) .[١٢] حديث بسيار مشهورى است كه سنّى وشيعه نقل كرده اند ودر عبقات الأنوار ، بخشى بدين حديث اختصاص داده شده است .[١٣] اين جمله يا شبيه به اين ، در موارد بسيارى از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است (ر .ك : معجم مفهرس بحار الأنوار ، ج٢).[١٤] بحار الأنوار ، ج٧٩ ، ص٢٤٣ .[١٥] سوره مائده ، آيه ٥٥ .[١٦] بعضى ابيات اين چكامه را كه از جهت وزن وقافيه نارساست ، همان گونه كه در نسخه بود ، آورده ايم .