اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٥٣ - معناى عجب
درس بيست و دوم: عجب
معناى عجب
«عجب[١] بزرگ شمردن كار نيك خود و زياد دانستن آن و شادمان بودن، باليدن و نازيدن به آن است و اينكه انسان خود را از حد تقصير و كوتاهى وگناه بيرون بداند»[٢]
اگر انسان كار نيكى- اعم از عبادت خدا با كمك به بندگان او، تحصيل علم، كسب درجات معنوى و ... انجام دهد و از رسيدن به چنين كمالاتى به خود ببالد و تصور كند بنده خوبى شده و وظيفه خود را به نحو احسن انجام داده، در اين صورت گرفتار رذيله اخلاقى «عجب» شده است ولى اگر از توفيقى كه در كسب كمالات معنوى وانجام كردار نيكو به دست آورده، خوشحال شود و به درگاه الهى سپاس گزارد و آن را لطفى از جانب خدا بداند، چنين حالتى مذموم
[١] - فرق عجب وتكبّر در اين است كه« تكبر، عزّت و بزرگ شمردنى است كه موجب مىشود انسان خود را بالاتر از ديگرىبداند و معتقد باشد، بر او امتياز و رجحان دارد و« عجب» بزرگ شمردن خود به خاطر آن است كه براى نفس خود صفت كمالى مىبيند.( جامع السعادات، ج ١، ص ٣٢١، چاپ قم)
[٢] - سفينة البحار، قمى، ج ٢، ص ١٦٠