علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧

درس دهم: عوام‌گرايى‌ از ديگر عوامل انحطاط مسلمانان، عوام‌گرايى آنان است؛ گرايش افكار عمومى به معارف محدود و سطحى، تكيه بر ظواهر، پيروى از جريان‌هاى جارى جامعه و گسترش آن توسط حكومت. «١» دعوت نامرئى و وسوسه شياطين از يك سو و آسايش‌طلبى و محدوديت طبيعى ادراكات بشر از ديگر سو، سبب پيدايش ساده‌انديشى شده است؛ زيرا دريافت عميق و گسترده حقايق دينى و پيروى كامل از قوانين و دستورات اصيل اسلامى، فرصت و اهتمام بسيار مى‌طلبد و با محدوديت و محروميت همراه است؛ مثلًا، دقت در فهم آيات و انطباق آن با موارد خاصّ خود، درك فلسفه احكام همانند نماز و روزه، نياز به تحقيق علمى، فقهى و اجتماعى دارد و رسيدن بيش‌تر افراد به آن مرحله ميسور و به آسانى ممكن نيست. از سوى ديگر، زمامداران شيطان منش به انگيزه فرصت‌طلبى و تثبيت حكومت خود، عوام‌انديشى را رونق مى‌دادند و جامعه را از كسب بينش اجتماعى و سياسى محروم مى‌كردند. با اين شيوه، عوام‌گرايى در فرهنگ اسلامى شكل گرفت؛ جوامع اسلامى به برداشت‌هاى قشرى و سهل‌آميز مذهبى بسنده كردند، بصيرت و معرفت، را- به‌ويژه در مسائل سياسى و اجتماعى- دخالت ندادند و برونگرا گشتند.
هر چه از زمان صدر اسلام و ظهور نبى اكرم صلى الله عليه و آله بيش‌تر گذشت، اين حالت فراگيرتر شد. استعمارگران خارجى و حاكمان مستبدّ داخلى نيز بر شعاع آن افزودند و راه را بيش از پيش بر عوام‌انديشان گشودند و سرانجام نفير «علمانيت» و سرودِ «دينِ بى‌سياست» را سرودند و پيوند سياست را با ديانت ناموزون خواندند و عالمان روشنگر و بيدارگران زمان‌شناس را به شكلى از جامعه راندند و آنان نيز چون جوّ جامعه را مناسب نديدند،