علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
تُميهُونَ»؛ «١» من نگهبانى شما را بر سر راههاى حق، كه از ميان جادههاى گمراه كننده كشيده شده، به عهده گرفتهام. شما در آن جادههاى گمراهى به يكديگر مىرسيد و رهبرى نداريد و زمينها را حفر مىكنيد و به آب نمىرسيد.
چنين رهبر شايستهاى پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مدتى مردم را در حكومت ظاهرى و مدتى نيز در شكل باطنى رهبرى نمود؛ حتى در مدت طولانى كه خانهنشين و مأمور به سكوت بود، با جمعآورى قرآن و خدمات علمى و انسانى و تربيت برخى افراد، مظاهرى از تمدّن اسلامى را پى نهاد. «٢» پس از حضرت على عليه السلام اهل بيت او از امام حسن مجتبى تا امام حسن عسكرى امت اسلامى را از نظر معنوى هدايت كردند و افتخار آفريدند؛ چنانكه در نهجالبلاغه آمده است:
«بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِى الظَّلْماء، وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ الْعَلْياءِ، وَ بِنا افْجَرْتُمْ عَنِ السَّرَّارِ ...»» (اى مردم) از تاريكىهاى جهالت و گمراهى بهوسيله ما هدايت شديد و به كمك ما به اوج ترقى رسيديد. صبح سعادت شما در پرتو شعاع وجود ما درخشيدن گرفت.
آرى اينگونه شد كه مسلمانان بر فراز قُلل معرفت و دانش نائل آمدند و مطلع تمدّن عظيم انسانى گشتند.