علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
ناپاىدارى مسلمانان در جنگ احُد:
مسلمانان در جنگ احُد، چون نتوانستند خود را با شرايط پيروزى- كه اطاعت از فرماندهى و استقامت از جمله آنها است- هماهنگ كنند، شكست خوردند؛ زيرا به طور كامل از فرماندهى اطاعت نكردند و به طمع برخوردارى از غنايم جنگى، تنگهاى حسّاس و سوقالجيشى را ترك كردند و دشمن از فرصت استفاده نموده، از همان نقطه، نفوذ و به قلب لشكر حمله برد و خاطره تلخى در تاريخ اسلام بر جاى گذاشت. قرآن اين حادثه را به صورتى قانونمند تحليل مىكند تا بر همگان معلوم گردد كه پيروزى، حق الهى و حتمى يك مسلمان در هر شرايطى نيست و شكست نيز پيوسته از آنِ دشمن نمىباشد، بلكه پيروزى و شكست وابسته علل و اسباب طبيعى از يك سو و امداد الهى از سوى ديگر (و در شرايط خاص) است: «١» «انْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ وَ تِلْكَ الْايَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاس»؛ «٢» اگر (در ميدان احُد) به شما جراحتى رسيد (و ضربهاى وارد شد) به آن جمعيت نيز (در ميدان بدر) جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها (ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مىگردانيم.
دولت و سعادت و پيروزى و سيادت گاهى براى يك گروه است، گاهى براى گروه ديگر و جاى تعجب نيست كه اين پيروزى گاهى براى حق باشد و گاهى براى باطل؛ زيرا گردش ايام سنّتى الهى است و طبق مصالح عالى، در بين مردم گردش مىكند، بدون اينكه در يك جا متوقّف شود و قوم ديگرى را محروم نمايد. البته اين موضوع منافاتى با پيروزى حتمى حق بر باطل ندارد؛ زيرا حق در فراز و نشيبهاى مختلف قرار مىگيرد و سرانجام به پيروزى مطلق مىرسد.»