علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠
قرآن اين نوع گرايش را «انقلاب به اعقاب» تعبير مىكند: يعنى: عقبگرد كردن و بر روى پاشنه پا چرخيدن: «١» «وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا قَدْ خَلَت مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ افَانْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِى اللَّهُ الشّاكِرينَ»؛ «٢» محمّد فقط فرستادهاى (از سوى خدا) است كه پيش از او فرستادگان ديگرى بودند.
آيا اگر او بميرد يا كشته شود، شما به عقب بازمىگرديد؟ (اسلام را رها مىكنيد به دوران جاهليّت و كفر بازگشت مىكنيد؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمىزند و خداوند به زودى، شاكران (و استقامت كنندگان) را پاداش خواهد داد.
اين آيه، كه در جنگ احُد نازل شده است، به مسلمانان مىآموزد كه نبايد فردپرست باشند؛ زيرا فردپرستى آفات عقيدتى و اخلاقى بسيارى در بر دارد. بدين روى، قرآن و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با فردگرايى مبارزه كرده و هدف خود را بالاتر از مصالح فردى دانسته و آن را سير قهقرايى و ارتجاع معرفى كردهاند. «٣» در تعليمات دينى، تصريح شده است كه عقيده هر كس بايد خالص و بدون تكيه بر ديگران باشد، حتى نبايد آن را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم، كه جايگاه خاصّى در پيشگاه خدا دارد، ارتباط داد؛ چراكه بشر فناپذير است و عقيده بقاپذير. انسان از ميان مىرود و عقيده و انديشه مىماند؛ زيرا چون با خدا پيوستگى دارد و تا روزىكه خدا بخواهد، باقى مىماند. «٤» محمّد صلى الله عليه و آله تنها پيامآور خداست- همانند ديگر انبيا عليهم السلام- و شأنى جز تبليغ رسالت ندارد و مالك هيچ امرى نبوده و زمام تمام امور در دست خداست، دين هم دين خداست. با اين وصف معنا ندارد كه ايمان مردم وابسته به حيات و زندگى او بوده باشد.
[در صورتى كه از شما مؤمنان، چنين نمودار گشت كه اگر پيامبر بميرد يا كُشته شود اقامه