علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠

خلاصه درس ١- «تشريع» با «تكوين» هماهنگ و تعاليم دينى بر مبناى «فطرت» استوار است. فطرت شعورى ذاتى براى دريافت خير و شرّ و استعداد پذيرش كليات شريعت نزديك به فعليت است. فطرت نه عقل ابتدايى و تحميلى است و نه صفحه سفيدى كه هر حقيقتى را بپذيرد، بلكه آيينه‌اى است كه اگر با تعاليم برون ذاتى متغيّر نشود، اصول كلّى دين در آن منعكس مى‌گردد.
٢- قرآن «فطرت» را پايه اوليه دعوت خود قرار داده و مردم را بر آن اساس به توحيد فرا خوانده است. تاريخ اسلام نشان داده كه اگر دين به اين صورت ابلاغ شود، بر جان و دل مردم مى‌نشيند و همه از آن استقبال مى‌كنند؛ چون تعاليم آن را مطابق ادراكات و خواسته‌هاى خود مى‌يابند.
٣- از ديدگاه نهج‌البلاغه، فطرت به گنج پنهان و استعداد غبار گرفته مى‌ماند كه پيامبران الهى عليهم السلام و گاهى پيامبر درونى از آن غبار روبى كرده، ظاهرش مى‌سازند. دوره جاهليت نمونه‌هايى از اين افراد را به خاطر دارد.
٤- تداوم و تغييرناپذيرى، تعبيه يكسان و مساوى آن در همه كس و نيز بى‌نيازى آن از آموزش و تمرين، از ويژگى‌هاى فطرت است. بدين روى، گاهى از آن به «صبغة اللّه» تعبير مى‌شود.
٥- جذبه طبيعى، كه خداوند در وجود انسان قرار داده است، مردم را به‌سوى اسلام جذب كرد و اين عامل مهمّى در پيشرفت و ارتقاى معنوى، علمى، صنعتى، اجتماعى و سياسى مسلمانان گرديد و در مدت كوتاه، در اقطار عالم، در حجم وسيعى گسترده شد.
پرسش‌ ١- «فطرت» را تعريف كنيد.
٢- قرآن براى فطرت چه ويژگى‌هايى قايل است؟
٣- فطرت در نهج‌البلاغه چگونه معرفى شده است؟
٤- فطرت در زندگى و پيشرفت انسان چه نقشى دارد؟