علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦
١ پيشرفت و تمدّن مادى كه در آن، ارزشها به امور حسى و مادى منحصر مىگردد و نسبت به ارزشهاى معنوى، بىاعتنايى و حتى كينهتوزى مىشود و همه چيز از ديد سودجويى و لذتپرستى مورد توجه قرار مىگيرد.
٢ پيشرفت و تمدّن معنوى كه تمام ارزشها متعلق به معنويات و مسائل فوق مادى است و واقعيتهاى حسى و مادى كاذب و پليد است.
٣ پيشرفت و تمدّن جامع كه در آن، همارزشهاى مادى و حسى مورد توجه است و هم ارزشهاى معنوى. در چنين تمدّنى، زندگى به زيان ديگرى مورد غفلت قرار نمىگيرد و پيشرفت تك بُعدى تحقّق نمىپذيرد؛ جامعه پيوسته با دو بال معنوى و مادى بهسوى چشمهسار حيات پرواز مىكند. «١» مفهوم «انحطاط» «انحطاط» و «عقبماندگى» نقطه مقابل «پيشرفت» و «تمدّن» است. با روشن شدن مفهوم تمدّن، مفهوم انحطاط نيز روشن مىگردد؛ زيرا «تعريف به اضداد» از راههاى شناخت مفاهيم است. «٢» كسى كه «عقل و علم» را تبيين مىكند، از تعريف «جهل و نادانى» بىنياز است. «٣» پس با توجه به اين قاعده، مىتوان گفت:
«انحطاط عبارت است از فقدان يا محدوديت مظاهر دينى و فرهنگى و غروب امنيت و آسايش جامعه.» مظاهرى از پيشرفت و انحطاط اكنون بايد به معيارها و ملاكهاى هر يك از پيشرفت و انحطاط پرداخت و با ارائه نمونههايى از جوامع پيشرفته و عقبمانده، حدّ و مرز آنها را نشان داد؛ از جمله: