علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١
تمتّعات مادى در مجموع، از لذّات واقعى بشر مىكاهد.
با توجه به اين سه اصل، مفهوم «زهد اسلامى» روشن مىشود و نيز اين كه چگونه اسلام رهبانيّت را طرد مىكند، اما زهدگرايى را در عين جامعهگرايى و در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى مىپذيرد. «١» فلسفه زهد:
زُهد اسلامى برخلاف رهبانيت مسيحى، داراى فلسفه خاصى است و آثار مثبت فراوانى دارد؛ از جمله:
الف. ايثار و ترجيح ديگران، بر خويشتن و مقدم داشتن مشكلات جامعه اسلامى و برادران دينى بر مشكلات شخصى خود كه از آن به «ايثار» تعبير مىشود و از پرشكوهترين مظاهر جمال و جلال انسانيت است؛ ب. همدردى و شركت عملى در غم و حُزن مستمندان و هماهنگ شدن با محرومان و تسكين دادن بخشى از آلام اجتماع؛ ج. كسب آزادگى؛ بدين معنا كه نيازهاى غير ضرور، كه از سوى جامعه و محيط بر انسان تحميل مىشود، اگر به صورت يك نياز درونى درآيد، او را به زنجير مىكشد و آزاديش را مىگيرد. «زهد» سپرى است در مقابل بردگى و ضعف و زبونى؛ زيرا زندگى حركت بر روى آب است؛ هر چه وابستگىها كمتر باشد، امكان شناورى بيشتر است.
وابستگىهاى زياد اين امكان را سلب مىكند و خطر غرق شدن را پيش مىآورد. «٢» تا اين جا سخن از تلقّى نادرست و برداشت تحريفآميز برخى از مفاهيم دينى و نقش آنها در سير نزولى مسلمانان بود. در اين رهگذر، به تحليل مفهوم دو واژه مهم «زهد» و «قضا و قدر» پرداختيم. تحريف مفاهيم اختصاص به اين دو واژه ندارد، «دنياطلبى» و «دنياستيزى»، «تقيّه»، «انتظار» و مانند آن نيز از ديگر واژههايى است كه بايد با بينش عميق و نظر اثباتى مورد تحليل قرار گيرد.