جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٣٩ - ٢-٢-ديدگاهها و دكترينهاى موجود دربارۀ جنگ روانى
با توجه به مطالب بالا مىتوان چنين نتيجهگيرى كرد كه ديدگاههاى گوناگون ارائه شده در مورد مفهوم جنگ روانى،در تضاد و تناقض با هم نيستند و هركدام جنبههاى خاصى از جنگ روانى را بررسى نموده و به طور كلى مكمل يكديگرند.لذا با توجه به اين نگرشها مىتوان تعريفى جامع و مانع از جنگ روانى به شرح زير ارائه داد:
«جنگ روانى عبارت است از انجام اقدامات و عمليات براى تحتالشعاع قرار دادن طرز تفكرات و عقايد افراد يك جامعه و ايجاد بحران و تنشهاى روانى و اجتماعى با استفاده از تكنيكها،تاكتيكها و شيوههاى روانى و تبليغاتى (ترور،فريبكارى،سانسور،جاسوسى و خشونتهاى سياسى و نظامى) براى رسيدن به اهداف سياسى،اجتماعى،اقتصادى و نظامى، بدون رويارويى نظامى».
در زمينه تأثير جنگ روانى بر دشمن و گروههاى خاص و مخاطب، نگرشهاى گوناگونى از جانب شخصيتهاى سياسى به عمل آمده است كه در زير به برخى از اين ديدگاهها اشاره مىشود.
ژنرال دوگل مىگويد:
براى آنكه دولتى در جنگ پيروز شود،بايستى جنگ روانى را قبل از حركت نيروهايش به سمت ميدانهاى نبرد آغاز نمايد و تا انجام عمليات رزمى براى پشتيبانى نيروهايش ادامه دهد.
وينستون چرچيل در اين زمينه مىگويد:
چه بسيار اتفاق افتاده كه جنگ روانى مسير تاريخ را تغيير داده است.در تاريخ جنگها،مثالهاى افزون بر شمارش در اينباره يافت مىشود و نيز از