جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٢١ - ٢-٣-١-فرق جنگ روانى و جنگ سرد
هرالدتريبون،در پاسخ مقالۀ جرج كنان،سفير وقت امريكا در مسكو،دربارۀ جلوگيرى از نفوذ شوروى به كار برد. [١]
رئيس جمهور امريكا،آيزنهاور،در سخنرانى انتخاباتى خود در ٨ اكتبر سال ١٩٥٢ م.چنين گفت:
ما بايد سياست خارجى خود را با استراتژى منسجم و موزون«جنگ سرد» تطبيق دهيم.در جنگ سرد ما بايد فرصت اين را به دست آوريم كه به پيروزى بدون تلفات و پيروزيى كه بتواند صلح را به طور واقعى نگهدارد، دست يابيم. [٢]
بدين ترتيب،جنگ روانى تا سال ١٩٥٣ م.با جنگ سرد مساوى شناخته مىشد؛زيرا بيشتر جنبه سياسى داشت و ناظر بر مبارزه جهانى ميان كشورهاى سوسياليستى و كشورهاى سرمايهدارى بود.
فرهنگ سياسى،جنگ سرد را چنين تعريف مىكند«حالت تضاد سياسى و اقتصادى يا ايدئولوژيك دو دولت كه با جنگ شديد تبليغاتى توأم است.» [٣]در جنگ سرد دولتها از بهكار بردن نيروهاى نظامى و دست زدن به نبرد مسلحانه عليه يكديگر خوددارى مىكنند.شباهت جنگ سرد با جنگ نظامى از اين جهت است كه بعضى از دولتها در قبال آن اعلام بىطرفى مىكنند.بنابراين،جنگ سرد مجموعهاى از عمليات است كه در ارتباط با متحدين،بىطرفها و افراد داخل كشور صورت مىپذيرد؛
[١]
[٢]
[٣]