جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٥٩ - ١-٨-٥-انواع سانسور
به عنوان نمونه،در شوروى سابق،مردم ناچار بودند تنها روزنامههاى معدودى را كه مستقيماً و رسماً زير نظر حكومت آن كشور تأسيس شده بود و اداره و منتشر مىگرديد مطالعه كنند.اين روزنامهها عبارت بودند از پراودا و ايزوستيا.راديو و تلويزيون اگرچه به طور تقريبى به زبان همۀ ملتهايى كه طى جنگهاى طولانى در زمان تزارها تحت سلطۀ روسها درآمده بودند،برنامه داشتند ولى همۀ اين برنامهها به طور رسمى و علنى برنامههاى تلويزيونى شوروى سابق بودند.در حقيقت،سانسور در شرق مبتنى بر جلوگيرى فيزيكى از خواندن،نوشتن،شنيدن و ديدن مطالب است.
ب-سانسور در غرب
نوعى ديگرى از سانسور در جهان وجود دارد كه جلوى«فهميدن»را مىگيرد.در غرب جلو دهان كسى را نمىگيرند،چاپ و انتشار هر نشريه تقريباً آزاد است و هركس مىتواند هرچه را مىخواهد بگويد.فرق اساسى در اين نوع سانسور با سانسور در شرق اين است كه در شرق مهم اين بود كه چه چيزهايى،گفته،نوشته و خوانده مىشوند،اما در غرب مهم اين است كه چه فهميده مىشود؟ [١]وقتى كه جلوى فهميدن يك حقيقتى را گرفتند چرا جلو دهانها و گوشها را بگيرند،وقتى كه ابزار و وسايل تبليغات سعى مىكنند كه در مجموع،جامعه آنطور فكر كند و بينديشد كه مطلوب حكومت باشد،ديگر چه نيازى به بستن دهانها و شكستن قلمها و جلوگيرى از انتشار مطبوعات و نشريات است؟ برعكس،در چنين حالتى هرچه فعاليت وسايل ارتباط جمعى رسمى و غيررسمى بيشتر مىشود،هر چه بيشتر
[١]