جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٣٩ - ١-٣-٥-تاريخچه
و طرفدار عقيده خاصى شود.» ١
هر دو هدف مزبور در واقع تلاش و كوششى است براى تأثيرگذارى بر فرد،تا آن كه او چيزهايى را كه قبلاً غير واقع مىدانسته به عنوان واقعيت بپذيرد و چيزهايى را كه واقعيت مىدانسته دروغ بپندارد.
براى وصول به اهداف مزبور،روشهاى گوناگون وجود دارد و تأكيد بر هر يك از آنها موجب تفاوت بين اعمالكنندگان شستوشوى مغزى شده است.
اروپايىها بيشتر بر بعد اعترافى قضيه و چينىها بيشتر بر همسانسازى ايدئولوژيك تأكيد دارند؛يعنى اروپايىها در پى كسب اعترافند و چينىها از اعتراف به عنوان وسيلهاى براى تغيير عقيدۀ بهره مىبرند.شستوشوى مغزى به دنبال قالببندى نگرشها،تلقين بعضى عقايد و تضعيف يا زايل كردن عقايد ديگر است.براى اين فرايند از واژههاى ديگرى مثل كنترل انديشه، اصلاح انديشه،اصلاح ايدئولوژيك استفاده مىشود ولى اصطلاح شستوشوى مغزى عموميت بيشترى دارد.بنابراين،اين فرايند به عنوان يكى از شيوههاى جنگ روانى مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد.
١-٣-٥-تاريخچه
با بررسى منابع مختلف به اين نكته مىتوان دست يافت كه سير تحول شستوشوى مغزى را در دو محور كاملاً جداگانه مىتوان مورد بحث و
[١]