جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٢٧ - ٨-٢-٥-كيفر شايعه از نظر اسلام
اختيار حاكم شرع و با توجه به نوع شايعه،ميزان وسعت پخش آن و ميزان اثربخشى و ابعاد آن تعيين و مشخص مىشود؛مثلاً آيات صريح قرآن در مورد مُرجفون و شايعهپراكنان كه عليه اسلام تبليغات سوء مىنمايند مجازات قتل تعيين كرده است:
...مَلْعُونيٖنَ ايْنَٰما ثُقِفُوا اخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيٖلاً [١]
اين لعنت كرده شدگان (شايعهپراكنان) در هر كجا كه يافته شوند آنان را گرفته جداً به قتل برسانيد.
گوش كردن به شايعات و تأييد آنها به وسيلۀ سكوت با وجود توانايى بر جلوگيرى از پخش آنها نيز از نظر اسلام گناه محسوب مىشود.اما علت اين كه شنونده شايعات در صورت عدم مقابله با آن جزء شايعهپراكنان به حساب مىآيد،اين است كه شنونده شايعات،در رضايت به گناه،شريك شايعهپراكن است و هر دو داراى قلبى كدر و افكار آلوده مىباشند و هر دو باعث عملى شدن گناه گشتهاند.همچنين،سكوت بيجا اين توهم را به وجود مىآورد كه تأييد شنونده را در اين مورد به دست آورده است.و از آنجا كه شايعه غالباً مجموعهاى از غيبت،بهتان،استهزاء و دشنام است، اگر عليه شخص مؤمن پخش شود و آن مسأله در وى باشد،غيبت محسوب مىشود.امّا هرگاه مسألهاى به دروغ در جامعه منتشر شود و آبروى مؤمن در معرض خطر قرار گيرد،اين خود كيفرى بيشتر از كيفر غيبتكنندگان دارد.
شايعه،در اصل،تهمت و افترا است يعنى مسألهاى كه در وجود شخص، سازمان و نهادى نيست به آن نسبت مىدهند.در زير به تعدادى از روايات كه كيفر چنين افرادى را مشخص مىسازد اشاره مىكنيم:
[١]