جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٢٨ - ٢-١-٢-جنگ روانى در عصر ميانه
يكى از روشهاى جنگ روانى كه رسول اكرم(ص) براى تضعيف روحيه و ارعاب مخالفان به كار مىبردند از بين بردن بلندگوهاى تبليغاتى دشمن بود،كه بطور علنى و عملى با پخش شايعاتى باعث تضعيف روحيه مسلمين مىشدند؛از جمله كشتن عصماء دختر مروان از قبيله بنىاميه و كشته شدن ابو عفك كه مردم را عليه اسلام تحريك مىنمودند،بود.
نمونههاى زيادى از بهرهگيرى از شيوههاى جنگ روانى در تاريخ صدر اسلام موجود است؛ازجمله داستان مربوط به يكى از رهبران سپاه مسلمانان است كه بهوسيله تأثير روانى كلام توانست حيثيت وطن،شرافت سپاه و سرنوشت امت خود را نجات دهد.او طارق بن زياد بود.هنگامى كه او بر قلههاى«ابان»در اندلس ايستاد و مشاهده كرد كه تعداد صد هزار نفر از سپاه دشمن آماده دفاع است،در حالى كه كليه سپاه او فقط دوازده هزار نفر بودند،با شناخت عظمت مسئوليت خود چارهاى نديد جز آن كه كشتىهايى را كه از شمال آفريقا به اندلس آورده بود به آتش بكشد! سپس به سپاهيان اندك خود رو كرد و گفت:«اى سپاهيان،دشمن در مقابل شما و دريا پشت سر شما است.به خدا سوگند راهى جز مرگ يا پيروزى نداريد، هيچ چيز شما را به پيروزى نمىرساند مگر اين كه از دست دشمن خلاصى يابيد.» [١]پس از اين سخنان،سپاه طارق بن زياد با پايدارى و مقاومت جنگيد تا اين كه پيروز شد.
نمونهاى ديگر از جنگهاى روانى در اين دورۀ ميانى،جنگهاى روانى معاويه عليه حضرت على(ع) بود.
[١]