جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٢١١ - ١-٣-٧-جنگ روانى در پشتيبانى از عمليات رزمى منظم
پيدايش تمارض،نارضايتى و نگرشهايى مىشود كه براى رزم نامطلوب است.و در نهايت اغلب نيروهاى دشمن را متقاعد مىكند كه در لحظۀ مناسب،تسليم بر مقاومت ارجح است.
و-كنترل شهروندان
تبليغات براى شهروندان دشمن،بايد پاسخگوى مسائلى باشد كه روياروى ساكنان منطقه جنگى قرار دارد.يكى از وظايف مهم اينگونه جنگ روانى،ارائۀ اطلاعات اساسى در مورد وضعيت پس از جنگ به شهروندان دشمن است.اين اقدام دو نتيجه به دنبال خواهد داشت:از سويى به شايعات بىاساس كه در مورد آيندۀ كشور دشمن پخش شده پايان مىبخشد و از سوى ديگر،به جمعيت غيرنظامى اطلاع مىدهد كه در شرايط اشغال چه كارهايى را بايد انجام دهند و چه كارهايى را نبايد انجام دهند.
چنين پيامى بايد توضيح دهد كه حكومت نظامى با شدت همراه با رعايت عدالت در سرزمينهاى اشغالى اجرا خواهد شد و براى آنها اهميت «خوديارى» [١]را بيان كند..
غيرنظاميان منطقه نبرد سعى مىنمايند كه از منطقۀ نبرد يا از برابر نيروهاى دشمن فرار كنند و در حين فرار سازماننيافتۀ خود،راههاى مهم نظامى را سد نمايند.فرمانده نظامى مىتواند از رسانههاى جنگ روانى براى ارتباط برقرار كردن با گروهها يا همۀ افراد جامعه استفاده نمايد و به آنها اخطار دهد كه در جادههاى اصلى نمانند و از اهداف نظامى دور شوند.
براى مثال:قبل از حمله به جزيرۀ اكيناوا در آوريل و ژوئن ١٩٤٥ م.
اعلاميههايى در سراسر جزيره ريخته شد و از مردم خواسته شد كه مناطق
[١] .