جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٤٥ - ٣-٣-٥-مكانيزمهاى شستوشوى مغزى
و برخى سوژه مغزى را قربانى فرايند شرطىسازى گام به گام،برخى پيشنهاد فرموله كردن رفتار گروهى و برخى«رهيافت گلچين كردن» [١]و برخى تئورىهاى ديگرى را ارائه مىدهند.اما روانشناسان و روانپزشكان اغلب به مكانيزمهاى روانى خاصى كه براى فرايند شستوشوى مغزى توافق دارند اشاره مىنمايند كه بهشرح زير مىتوان آنها را دستهبندى نموده، توضيح داد.
١.همانندسازى: سوژه در حالى كه از ارتباطات انسانى جدا شده خود را با رييس بازجوها كه در مقايسه با زيردستان ملايمتر و دلسوزتر است همانند مىسازد.و اين معمولاً عامل مهمى در ايجاد تسليم سوژه است.
٢.كاهش توانايى ذهنى (yticapaC lautcelletni fO esaerceD) :
سوژه در نتيجۀ خستگى و ناتوانى آنقدر فرسوده مىشود كه واقعاً نمىتواند در مورد يك موضوع خاصى تمركز فكرى و حواس داشته باشد.
٣.سردرگمى ناشى از حبس انفرادى (morf gnisira noitatneirosiD tnemenifnoc yratilos) : انزواى طولانى و سردرگمى حاصل از آن نقش مهمى در فرايند«نرم كردن» (pu-gninetfaS) دارد و از سوى ديگر، محروميت حسى شديد معمولاً نوعى محركطلبى را باعث مىشود و اين نيز موجب افزايش تلقينپذيرى مىشود.
٤.تلقين (noitsegguS) : يكى از واقعيتهاى اساسى در شستوشوى مغزى اين است كه اكثر افراد در مقابل تلقين تأثير پذيرند.اين عامل از دورانهاى طولانى به عنوان عامل اساسى در تغيير رفتارهاى طبيعى و غيرطبيعى انسانها،مورد شناسايى قرار گرفته است.اين امر زمانى اثر زيادى
[١] .