جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ١٤٢ - ٢-٣-٥-فرآيند شستوشوى مغزى
٢-منزوى كردن (noitalosI) : به محض بازداشت شدن،ارتباط متهم با دنياى خارج به طور كامل قطع مىشود و فقط اطلاعاتى را كه متصديان مناسب تشخيص دهند،دريافت مىنمايد.با شستوشوى مغزى،روابط برون گروهى سوژه موردنظر به حداقل كاهش مىيابد.
٣-عدم اطمينان (ytniatrecnU) : درچند هفته اول دستگيرى متهم، چيزى در مورد علل دستگيرى وى گفته نمىشود و در مقابل سؤالات او نيز با خشونت جواب داده مىشود.به وى القا مىشود كه خود او به ماهيت جرائمى كه مرتكب شده آگاهى دارد و بايد هرچه سريعتر اعترافكند.
متهم خود را با يك معماى ديوانهكننده روبهرو مىبيند،چون چيزى در مورد اتهامات وارد نمىداند و به سختى مىتواند تدبيرى براى دفاع از خود داشته باشد و به دليل اين كه نمىداند به ارتكاب چه عملى متهم شده نمىتواند اعتراضى هم انجام دهد.
٤-شكنجه (erutroT) : متهم و سوژه در معرض انواع شكنجههاى جسمى و روحى قرار مىگيرد.بازجويان دوازده يا شانزده ساعت متوالى او را مورد بازجويى و شكنجههاى شديد و طولانى قرار مىدهند و ممكن است به او گفته شود خانواده يا دوستانش عليه او اعلاميهاى صادر كردهاند و يا او را افشا نمودهاند.بعد از اين شكنجهها،زندانى را به سلول برگردانده و به او اجازه مىدهند بخوابد.دوباره او را به ناگهان براى حضور در يك بازجويى ديگر با تندى از خواب بيدار مىنمايند.اين روند را آن قدر ادامه مىدهند تا سوژه آمادگى مطلوب را جهت تأثيرپذيرى روانى پيدا نمايد.
٥-تحقير شخصيت (noitalimUH lanosreP) : زندانى از لحظهاى كه بازداشت مىشود درمىيابد كه جرم او،وى را از همۀ منزلت و احترامى كه داشته محروم كرده است.