عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج2) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٦٦ - ٤-٢ نمونههايى از اخلاص رزمندگان
و حضور ايشان در شهرستان سردشت، يك فيلمبردار دوربين خود را بهطرف او گرفت و فيلم تهيه كرد. محمد با نهايت ادب نزد وى رفت و آن قطعه فيلمى را كه مربوط به خودش بود پس گرفت و پاره كرد. او آنچنان نفس امارۀ خويش را سركوب مىكرد كه حاضر بود بهخاطر اسلام، به هر خدمت و مسؤوليتى تن دردهد. براى او علىالسويه بود كه بگويند تو فرماندهاى يا مسؤوليت پايينترى بر عهدهات گذاشته شده است. [١]
مادر شهيد محمد بنيادى، از فرماندهان لشكر ١٧ علىّبن ابىطالب، در بارۀ وى مىگويد:
محمد اخلاق بهخصوصى داشت. در كارهايش اخلاص عجيبى مىورزيد. هيچگاه به ما نمىگفت چهكار مىكند و در جبهه داراى چه مسؤوليتى است. بدينخاطر، ما از فعاليتهاى او اطلاع دقيقى نداشتيم. [٢]
در حماسۀ دفاع مقدّس، فرماندهان عالىرتبه بارها گمنام و بىنشان در ميان نيروهاى بسيجى حاضر مىشدند و همانند آنان به كار و فعّاليت مىپرداختند؛ اگر كسى آنان را نمىشناخت، نمىتوانست تشخيص دهد چه كسى فرمانده است و چه كسى فرمانبر. در مورد دو تن از فرماندهان بزرگ يعنى شهيد حاج ابراهيم همّت و شهيد مهدى باكرى نقل شده است كه بههمراه نيروهاى بسيجى اقدام به بار زدن مهمّات و خالى كردن اجناس تداركاتى كردند و حتى مورد بىمهرى برخى از آنان قرار گرفتند. بعدها كه بسيجيان درمىيافتند آن كه پابهپاى آنان كار مىكرد فرماندهشان بوده است، شرمنده مىشدند و زبان به عذرخواهى مىگشودند. [٣]
[١]
[٢]
[٣]