عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج2) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٤١ - ٢-١ نماز شب
دشمن بعثى از انجام مراسم مذهبى و برپايى نماز جماعت توسط برادران آزاده بهشدّت وحشت داشت و حداقل تنبيهى كه در اينگونه موارد در نظر گرفته مىشد، دهروز زندان و دويست ضربه كابل بود. نخستين روزى كه در اتاق شكنجه زندانى شديم، موقع نماز به اين فكر افتاديم كه با نبودن آب و خاك چگونه وضو بگيريم [و تيمم كنيم]؟ يكى از برادران پيشنهاد كرد به پشت لباسهاى يكديگر كه هنوز خاكهاى جبهه را داشت، تيمم كنيم و نماز بخوانيم و همين كار را هم كرديم. نمازى توأم با اشك و راز و نياز در آن شكنجهگاه، فضايى ملكوتى و روحانى درست كرده بود كه نمىشود آن را وصف كرد و زبان از بازگفتن آن صحنۀ جذّاب و تماشايى قاصر است. [١]
آزادگان نماز بهويژه جماعتِ آن را چون جان گرامى مىداشتند؛ نماز آزادگان را حراست مىكرد و آزادگان نماز را پاس مىداشتند:
يادم نمىرود كه يكروز در يكى از آسايشگاهها نماز جماعت برقرار بود. سرباز نگهبان آمد و امام جماعت را دستگير كرد و برد. بلافاصله يكى از بچّههايى كه در صف اول ايستاده بود، جاى امام جماعت را پر كرد. او را نيز دستگير كردند و نفر سوم جايش را گرفت و اين كار تا دستگيرى هفت -هشتنفر ادامه پيدا كرد، بچّهها نگذاشتند نماز شكسته شود. [٢]
٢-١. نماز شب
رزمندگان اسلام تنها ياد و نام خدا را با نمازهاى واجب جستوجو نمىكردند، بلكه چون شيفته و تشنۀ ياد و ذكر خدا بودند، به نوافل روى مىآوردند. در اين ميان، نماز شب منزلتى ويژه داشت. بسيارى از رزمندگان
[١]
[٢]