بدرقه آفتاب در آيينه مطبوعات - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٧٩ - ف - دكتر باهر مسؤول تيم پزشكى معالج حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى
بيمارستان بسترى شدند صبح روز بعد همين جمله را به من فرمودند كه حالم خوب شده است، برگرديد قم، به آقا عرض كردم: آقا ما اين همه را آمدهايم، درست نيست كه برگرديم، همه فكر مىكنند كه ما بىجهت اينجا آمدهايم، اجازه بفرماييد يكسرى معاينات و آزمايشات انجام گيرد و بعد تصميم بگيريم. در عين ناباوى در پايان كار همين هم شد و آقا آزمايشاتشان بدون هيچ عيب و بيمارى بود.
مورد ديگر هم داشتيم كه آقا به لندن تشريف بردند و علتش معايناتى بود كه در ايران انجام گرفته و تشخيص تومور در ريه راستشان بود. خوشبختانه اينبار هم آقا پس از تعمقى گفتند: «اينطور نيست» كه اين جريان مربوط به سه سال پيش از رحلت ايشان بود و آن زمان هم بخوبى و خوشى به كشور برگشتيم و با درمانهاى دارويى بهتر شدند.
روز پنجشنبه (١٩/ ٨/ ٧٣) آخرين روز حيات ايشان نيز حوالى ساعت يك بعد از ظهر بود كه دكتر جان كاسلو از لندن آمد (ايشان قبلا پزشك ريه آقا بودند) دكتر كاسلو وقتى گزارش درمان و عكسهاى ريه آقا را ديد، گفت: «هر كارى كه لازم بوده شما انجام دادهايد، چرا مرا دعوت كرديد؟ من فكر نمىكنم كه نياز به درمان اضافى مىباشد» و اظهار اميدوارى كردند ريه آقا درمان خواهد يافت، منتهى ناراحتى ريه آقا باعث شده بود كه قلب بطور ثانوى تحت تأثير قرار گيرد و همچنين از كار افتادن كليهها عامل ديگرى بود كه ما نتوانيم فعاليتهاى مفيدترى را انجام دهيم.
باز تأكيد مىكنم كه ما هر كارى را كه در ايران مقدور و ميسور بود انجام داديم منتهى طبق فرموده خودشان كه به من گفتند: «دكتر باهر، حال من با دفعههاى قبل فرق مىكند».
مثل اينكه ديگر بايد بروم، شما هم از من ديگر خسته شدهايد» آقا اين را فرمودند، در صورتيكه ما اصلا خسته نشده بوديم ولى خودشان اين دفعه احساس فرموده بودند و شواهدى هم بود كه اين مرتبه به ملكوت اعلى خواهند پيوست.
**