بدرقه آفتاب در آيينه مطبوعات - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٧٦ - ع - حجت الاسلام ناصر الدين انصارى
دست مىداد. معظم له سعى داشتند كسى با ناراحتى از منزلشان بيرون نرود، به هر مراجعهكنندهاى بگونهاى رضايتبخش پاسخ مىدادند، اگر كسى نياز مالى داشت و به ايشان مراجعه مىكرد، معظم له او را مأيوس باز نمىگرداندند. بخاطر دارم روزى پيرمردى نيازمند كه گهگاه به منزل ايشان مراجعه مىكرد و كمك مالى مىگرفت وارد شد و در حضور آقا نشست و اظهار داشت كه پسرم تصميم دارد ازدواج كند و من از عهده مخارج آن برنمىآيم. آقا هفتاد هزار تومان نزدشان موجود بود كه يكى از افراد خير آن را به همين منظور به ايشان تقديم كرده بود. تمام اين مبلغ را به آن پيرمرد دادند، پيرمرد بقدرى خوشحال شد كه كفشهايش را عوضى پوشيد و با عجله رفت. من به آقا عرض كردم: خوب بود اين مبلغ را به چند نفر سيد نيازمند مىداديد. فرمود: اين پول براى يك سيد حواله شده بود و اين مورد هم مناسب بود. اينگونه بود كه محبت ايشان در دلها جاى داشت و مراجعه كنندگان تا سيماى ايشان را نمىديدند قرار و آرام نداشتند.
ع- حجت الاسلام ناصر الدين انصارى
از خصوصيات بارز اخلاقى حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى اين بود كه: اولا:
ايشان بسيار صبور بودند و هميشه در برابر مخالفين و معاندين با صبورى و متانت برخورد مىكردند، مثلا عدهاى روشنفكرنما، شب به منزل ايشان آمده بودند و هتاكى كرده بودند اما ايشان روز بعد در درس خود گفته بودند: از آقايانيكه شب گذشته به منزل ما آمدند و كمال مرحمت خود را بيان داشتند تشكر مىكنم، انشاء اللّه خداوند منان ما و شما را اصلاح فرمايد.
ثانيا به مهمان احترام خاصى مىگذاشتند و در برابر او ادب را رعايت مىكردند و بسيار مؤدب صحبت مىكردند و بسيار مودب مىنشستند حتى با اينكه پايشان روى تخت بايستى دراز كشيده مىبود، ايشان در مقابل مهمان دائما پارچهها را روى پاها مىكشيدند و هر لحظه يكبار اين پارچه را مرتب مىكردند و از اين قضيه احساس ناراحتى مىكردند.